در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ١٩٩ - و اين هم آماده باش براى دفاع قهرمانانه
بيهوده كارى است؟
او پاسخ داد: به خداى سوگند كه من هيچ گاه بيهوده گويى و بيهوده كارى را خوش نمىداشتم و مرد جديت و تلاش و هدف و برنامه بودهام، امّا اينك بخاطر سعادتى كه خداى روزيم ساخته و به سوى سرنوشت پرافتخارى كه در پيش دارم و به سوى آن روانم، شادمانى مىكنم. آرى، اين شادمانى و شوخى سنجيده و همراه با رعايت ادب بخاطر آن است و نه از سر غفلت و ناآگاهى و يا از روى بيهودى كارى و بيهوده گويى.
و اين هم آماده باش براى دفاع قهرمانانه
در اردوگاه نور و رستگارى نيز حسين ٧ بر اسب پيامبر سوار شد و ياران راه و رسم پر افتخار خويش را براى دفاع قهرمانانه آماده ساخت! آنان را- كه در شمار چهل و پنج تن سواره نظام و يك صد تن پياده نظام بودند- به سبكى جالب، نظام بخشيد و آن گاه فرمان آماده باش داد.
خود بر مركب نشست و به آنان دستور داد تا در اوج آمادگى دفاعى براى رويارويى با هر گونه تجاوز و شرارت دشمن، سراپا گوش و هوش باشند و خود بار ديگر گام به پيش نهاد و به سپاه اموى نزديكتر شد و به آنان فرمان سكوت و شنيدن داد [و دلسوزانه و پيامبرانه و خيرخواهانه و طبيبانه و مسالمتجويانه و اصلاحطلبانه درسى ديگر آغاز كرد و به نورافشانى ديگرى پرداخت؛ بدان اميد كه با دم مسيحايى خويش مردگان و مسخشدگان را زنده كند، وجدانهاى خفته را بيدار سازد، فطرتهاى خمود را به تحرّك وادارد، انديشههاى غفلت زده را هشيار سازد، مغزهاى دستكارى شده را اصلاح كند، و آفتها و ميكروبهاى مرگبار تعصّب و دنبالهروى كوركورانه از سردمداران، و فتنهجويى و انتقام كشى و تاريك انديشى و خشونتطلبى و شخصپرستى و آفت شرك و كيش شخصيت را از اعماق جان و روح آنان بزدايد ... اى هزاران درود و سلام بر اين انديشه اصلاحطلبانه و اين منش بشر دوستانه و اين مهر پيامبرانه.] هنگامى كه سكوت همه جا سايه افكند، آموزگار عاشورا دگرباره زمام سخن را به كف گرفت و پس از ستايش خدا و سپاسگزارى شايسته و بايسته به بارگاه او و نثار