در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ١١٠ - نخستين پاسخ به انبوه نامهها
و پارهاى ديگر آوردهاند كه، چهل هزار تن از مردم كوفه با آن حضرت پيمان بستند كه با دشمنان او- كه دشمنان حق و عدالت هستند- به پيكار برخيزند و با كسانى در صلح و آشتى باشند كه آن حضرت در صلح و آشتى است.
نخستين پاسخ به انبوه نامهها
در اين شرايط ويژه و در اين جوّ ناآرام عراق و حجاز بود كه سالار خوبان، نخستين پاسخ خويش به انبوه نامههاى رسيده از سوى مردم كوفه را مرقوم فرمود، و آنان را بدين وسيله به پذيرش دعوتشان اميد و نويد داد، و به آنان وعده فرمود كه هر چه زودتر به سوى آنان حركت نموده و به سرعت خود را به آنجا خواهد رساند.
و به آنان خاطرنشان فرمود كه، اينك عموزاده و يكى از چهرههاى اصلاح طلب و مورد اعتمادم، «مسلم بن عقيل» به سوى شما حركت مىكند تا از نزديك انديشه زيبا و عقيده نيكو و ديدگاه درست شما را- پس از مطالعه اوضاع جارى- براى من بنويسد و گزارش كند.
و آن گاه نخستين نامه را اين گونه مرقوم داشت:
[ «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ، من الحسين بن على الى الملأ من المؤمنين و المسلمين.
أمّا بعد، فانّ هانيا و سعيدا قدّما علىّ بكتبكم و ... و قد فهمت كلّ الّذى اقتصصتم و ذكرتم و مقالة جلّكم انّه ليس علينا امام فاقبل لعلّ اللَّه يجمعنا بك على الحقّ و الهدى ....»
[١] از سوى حسين، فرزند امير مؤمنان، به مردم با ايمان و فرمانبردار خدا.
امّا بعد، آخرين نامه شما به وسيله دو تن از فرستادگانتان، «هانى» و «سعيد»- كه نزد من آمدند- دريافت شد. اين دو تن، تا اينك كه اين نامه را مىنويسم آخرين پيكهاى شما به سوى من هستند كه نامه و پيام آوردهاند. آنچه را در انبوه نامهها باز گفتيد و خاطرنشان نموديد، همه را دريافتم. چكيده همه نامهها و نوشتهها و پيامهاى شما اين است كه: ما پيشوا و مقتدايى راستين نداريم، شما اينك به سوى
[١]- تاريخ طبرى، ج ٥، ص ٣٥٣؛ ارشاد مفيد، ص ٢٠٤؛ تذكرة، ص ١٩٦.