در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٣٠٤ - كاروان اسيران در تالار دار الامارة
«الحمد للَّه الّذى فضحكم و قتلكم و أكذب احدوثتكم.» هان اى زينب! خداى را ستايش مىكنم كه شما را رسوا ساخت و همگى مردان شورشگر و نافرمانتان را كه در انديشه مخالفت با امير مؤمنان، يزيد بودند كشت! و دروغتان را نمايان ساخت!! كاروانسالار كاروان اسيران آزاديبخش بپا خاست و با درايت و شهامتى وصف ناپذير در پاسخ فريبكارى و دجّالگرى «عبيد» فرمود:
«الحمد للَّه الّذى أكرمنا بمحمّد و طهّرنا تطهيرا، إنّما يفتضح الفاسق و يكذب الفاجر و هو غيرنا.» ستايش از آن خدايى است كه ما را به وسيله پيامبر برگزيدهاش، محمّد ٦، گرامى داشت و از ضدّ ارزشها و گناهان و ناپسنديها پاك و پاكيزه ساخت! عبيد! تنها انساننماهاى فاسق و خودكامه و پليد كارند كه رسوا مىگردند و عناصر بدانديش و بدكردارند كه دروغ مىبافند؛ و فاسق و فاجر، ديگران هستند كه حقوق و آزادى و حق حاكميت مردم بر سرنوشت خويش را بازيچه مىسازند، نه ما خاندان وحى و رسالت.
«عبيد» گفت: هان اى دختر على! «كيف رأيت صنع اللَّه باهل بيتك؟» ديدى خدا با برادرت، حسين و خاندانت چه كرد؟
بانوى سرفراز گيتى دليرانه فرمود: «ما رأيت إلّا جميلا، هؤلاء قوم كتب اللَّه عليهم القتل فبرزوا إلى مضاجعهم، و سيجمع اللَّه بينك و بينهم فتحاج و تخاصم، فانظر لمن الفلح، هبلتك امك يا ابن مرجانه!» من جز نيكى و سرفرازى چيزى نديدم! خداى فرزانه از آنان، دفاع از حق و عدالت و حمايت از ارزشها و آزادى و حقوق پايمالشده مردم را خواسته بود، و آنان نيز فرمان حق را با جان پذيرا شدند، و در اين راه به سوى شهادتگاه پرافتخار خود شتافتند و با شهادت و سرفرازى سر بر بستر شهادت نهادند و به زودى خدا تو و آنان را در دادگاهى گرد آورده و رويارويى و محاكمه آغاز خواهد شد و آن گاه، خواهيد ديد كه در برابر دادگاهى كه داورش خداست، رستگارى و پيروزى از آن كيست؛ آزاديخواهان و حق طلبان؛ يا بانيان اختناق و پاسداران ظلمت و استبداد!