در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٤٦ - ١٠ - توجه دادن به رسالت علم و عالم
و مرجع علمى و مذهبى را به جايگاه حقيقىاش اوج بخشد و آنها را به رسالت تاريخى خويش توجّه دهد.
آن حضرت در كنار خانه خدا روى سخن را به دانشوران و دانشمندان كرد و ضمن پيامى رسا و شورانگيز و شعور آفرين و انديشاننده، از جمله فرمود:
«ثم انتم ايتها العصابة! عصابة بالعلم مشهورة، و بالخير مذكورة، و بالنصيحة معروفة، و بالله في انفس الناس مهابة، يهابكم الشريف، و يكرمكم الضعيف، و يؤثركم من لا فضل لكم عليه، و لا يد لكم عنده، تشفعون في الحوائج اذا امتنعت من طلابها، و تمشون في الطريق بهيبة الملوك و كرامة الاكابر، أ ليس كل ذلك انما نلتموه بما يرجى عندكم من القيام بحق اللَّه ... فاما حق الضعفاء فضيعتم، و اما حقكم بزعمكم فطلبتم ....»
[١] شما اى گروه دانشوران! و اى كسانى كه در دانش و علم شهره شهرهاى خويش هستيد و در اندرزگويى و خير خواهى و نيكنامى زبانزد خاص و عام! به پاس آن كه نام خدا را بر لب داريد و راه او را در پيش، در دل مردم، شكوه و حرمت يافتهايد، به گونهاى كه توانمند و برخوردار از شما حساب مىبرد و ناتوان و نيازمند، گرامىتان مىدارد. كسى كه بر او نه برترى داريد و نه رياست، شما را بر خود برترى مىبخشد و مقدم مىدارد و توانگران و برخورداران جامعه به اشاره شما خواسته نيازمندان را بر مىآورند.
به هنگام گذر از كوچه و خيابان با شكوه پادشاهان راه مىرويد و با سبك و هيبت زمامداران.
آيا اين قدرت و شكوه كه بدان نايل آمدهايد، نه به خاطر آن است كه از مرزهاى مقررات خدا و حقوق و آزادى بندگان او دفاع كنيد؟ و به قانونگرايى و عمل به قانون فراخوانيد و همّت گماريد؟
امّا دريغ و درد كه نه تنها چنين نكرديد كه در مرزبانى بيشتر مقررات خدا كوتاهى كرديد و با عدم تحرك و جنبش در برابر ستمكاران، حقوق مردم را خوار و بىمقدار شمرديد و ضايع ساختيد و در همان حال آنچه را حق خود مىپنداشتيد، خواستيد و به دست آورديد، امّا در راه خدا، نه از مال خويش مايه گذاشتيد و نه جانى به خطر
[١]- تحف العقول، ص ٢٤٢.