در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٦٤ - هان اى خردمندان!
بنا بر اين، بهوش باشيد كه هر آنچه از ستم و بيداد مرتكب شديد، در روز رستاخيز- كه همگان براى حسابرسى و دريافت پاداش و كيفر برانگيخته خواهند شد- به همان ميزان و همان اندازه كيفر خواهيد گرديد! راستى كه در آن روز غمبار و سهمگين، چه جگرهايى كه مجروح و داغدار گرديد! و چه خونهاى پاك و مقدّس و غيرتمندى كه بخاطر دفاع از حق و عدالت بر ريگهاى تفتيده ريخته شد! چه گونهها و چهرههايى از زنان آزاده و با شخصيّت كه از فشار اندوه خراش برداشت! و چه نالههاى جانسوزى كه در رثاى حسين ٧ و يارانش، از دل برآمد و پيامبر خدا را ندا داد! آن روز به ياد ماندنى، چه موهايى كه در سوگ شهادت سالار شايستگان و يارانش پريشان شد! و چه پردههاى حرمت و شرف و كرامت و شكوهى كه پس از آن رويداد تلخ و فاجعه بار هتك گرديد! راستى كه آن روز، گويى ايمان و تقوا، با پرچمداران و مدافعان آن تنها ماندند و به ناتوانى كشيده شدند و ياران و فداكاران در راه ارزشها و والايىها، در شمار اندك آمدند.
پس از آن در فراق آن پاكان و عدالت خواهان و آزادمنشان قرون و اعصار، بوستانها و چمنزارها، رها شده و بدون استفاده ماندند و شاخههاى درختان با گستراندن برگهاى خود، واژگون گشته و خود را به زمين افكندند.
از آن رويداد سهمگين و غمبارى كه رژيم بيداد پيشه و سياهكار اموى بنام دين دروغين، و حمايت از اسلام ساخته و پرداخته استبداد و انحصار و تاريك انديشى و خشونت پديد آورد، چهره نورافشان دين خدا و اسلام آزاديبخش و آزاده پرور و نوانديش محمّد ٦، پس از آن درخشش و نورافشانى و فروغ افكنى، تيره و تار گرديد! و مزّه شيرين و طعم خوش و لذّت بخش آن، به تلخى گراييد! اگر پيامبر گرامى و دخت فرزانهاش فاطمه ٣ در اين سرا بودند و با چشمان