در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٣٩١ - پيكارى سخت و نابرابر
آمرزيده شود، به سوى من بشتابد! و آن گاه غلاف شمشيرش را شكست و با گروهى كه به او اقتدا كردند، جنگ نمايانى به راه انداخت و انبوهى از سپاه شام را به همراه آنان به خاك افكند و دشمن كه ياراى رويارويى را از دست مىداد، آنان را از دور تيرباران ساخت ...
سرانجام نخستين امير روشن انديش و با اخلاص توّابين به شهادت رسيد ... و از پى او دومين شخصيت آنان، «مسيّب» پرچم را برافراشت، و او نيز پس از دلاوريهاى بسيار، ياران را وداع كرد و پرچم را به «عبد اللَّه بن سعد» سپرد.
امير سوّم، پس از پيكارى تحسين برانگيز به تلاوت اين آيه شريفه پرداخت كه:
«فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِيلًا»[١] و در اين شرايط بود كه يارانى از بصره و مدائن رسيدند و سپاه توّابين جان تازهاى گرفت، امّا سپاه تاريك انديش شام بىشمار بود و پس از هر شكست، نيروهاى جديدى را وارد ميدان مىكرد.
سوّمين و چهارمين چهره سرشناس توّابين نيز قهرمانانه ميدان جنگ را اداره كردند و شهامتمندانه سر بر بستر شهادت نهادند.
و پرچم پيكار به دست «رفاعه» سپرده شد ...
او خروشيد كه هان اى بندگان خدا! هر كس براستى خواهان زندگى جاودانهاى است كه مرگى در پى ندارد، و خواهان آسايش و آرامشى است كه رنجى به دنبالش نيست، و در انديشه شادى و سرورى است كه اندوهى پس از آن نخواهد بود بپاخيزد و با پيكار با اين نگهبانان ستم و خيانت، به خدا تقرّب جويد. با اينان كه سر كردگانشان با زور و فريب و بازى با احساسات ساده دلان و سادهانديشان و با ابزار سلطه و سركوب ساختن دين، حلال خدا را حرام مىكنند و حرامش را حلال مىسازند، و اين تيره بختان باز هم سرو گردن خويش را بلا گردان آنان مىسازند. آرى با اينان پيكار كنيد و شب را در بهشت پرطراوت و زيباى خدا باشيد! و آن گاه طوفانى به راه انداخت كه تماشايى بود. او همى مىرزميد و اين آيه را مىخواند كه:
«وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ»[٢]
[١]- سوره ٣٣، آيه ٢٣.
[٢]- سوره ٣، آيه ١٦٩.