در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٣٣٢ - سخن جاودانه پرچمدار آزادى در بارگاه بيداد
«ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذِينَ أَساؤُا السُّواى أَنْ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ وَ كانُوا بِها يَسْتَهْزِؤُنَ»[١].
اظننت يا يزيد حيث اخذت علينا اقطار الارض و آفاق السّماء فاصبحنا نساق كما تساق الاسارى انّ بنا على اللَّه هوانا، و بك عليه كرامة، و انّ ذلك لعظم خطرك عنده، فشمخت بانفك، و نظرت في عطفك، جذلان مسرورا، حيث رأيت الدّنيا لك مستوثقة و الامور متّسقة، و حين صفا لك ملكنا، و سلطاننا، فمهلا مهلا انسيت قول اللَّه عزّ و جلّ:
«وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ»[٢].
ستايش از آن خدايى است كه پروردگار جهانيان است؛ و درود بىپايان او بر پيامبر برگزيده او و خاندان گرانمايه و همگى فرزندانش باد! خداى يكتا به راستى و درستى سخن گفت كه فرمود: آن گاه سرانجام كسانى كه به كارهاى زشت و ظالمانه دست يازيدند، به آنجا رسيد كه آيات خدا را دروغ شمردند و آنها را به باد تمسخر و ريشخند گرفتند؛ آرى، فرجام كار گناهكاران و پليدان، انكار آيات انسانساز حق و تمسخر مقرّرات عدالت آفرين و مقدّسات اوست!! هان اى يزيد! اينك كه با شقاوت و بيرحمىات كرانههاى زمين و افقهاى بلند آسمانها را بر ما تنگ گرفته و راهها را بر ما بستهاى و ما را شهر به شهر و كوچه به كوچه، بسان اسيران و بردگان مىگردانى، به راستى چنين مىپندارى كه اين رويداد سهمگين، در بارگاه خدا براى ما نشانه ذلّت و خوارى، و براى تو علامت ارجمندى و نشان بزرگى و افتخار است؟! آيا چنين مىپندارى كه خدا ما را دوست نمىدارد و تو را عزيز مىدارد كه اين گونه بر خود مىبالى و باد بر بينى افكنده و به خود مىنازى؛ و مست و مغرور مىتازى و ياوهها مىسرايى؟
آرى، تو چنين مىپندارى كه جهان و جهانيان در برابرت سر تعظيم فرود آورده و همه در كمند قدرت و قلمرو سيطره تو گرفتار آمده و همه رويدادها به ميل تو روى داده و در راه است؛ و فرمانروايى معنوى و قدرت و شكوهى كه از آن ماست، براى تو هموار گشته و زير چنبر فرمانت آمده است!
[١]- سوره روم، آيه ١٠.
[٢]- سوره آل عمران، آيه ١٧٨.