در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٣٤٧ - خطبه شورانگيز و شعور آفرين امام سجاد
«اشهد ان لا اله الّا اللَّه» امام سجاد فرمود:
«شهد بها شعرى و بشرى و لحمى و دمى.»
مو، پوست، گوشت، خون و تك تك سلولهاى وجود من به يكتايى خدا و بىهمتايى او گواهى مىدهد.
اذان گو گفت:
«اشهد انّ محمّدا رسول اللَّه» با اداى اين جمله از سوى اذان گو، آن حضرت ندا داد كه: هان اى اذان گو! تو را به حرمت و معنويت محمّد سوگند ساكت باش تا من سخنى بگويم! آن گاه رو به يزيد كرد و قهرمانانه خروشيد كه:
«يا يزيد! محمّد هذا جدّى ام جدّك؟ ...»
هاى اى يزيد! اين محمّد نياى تو مىباشد يا نياى گرانقدر من! اگر بگويى نياى توست كه دروغ مىگويى و كفر مىورزى، و اگر بر اين باورى كه او نياى من است، پس چرا فرزندان او را بجرم حقگويى و دعوت به رعايت حقوق و آزادى مردم و عمل به دين خدا و دورى گزيدن از حق كشى و خشونت و بىرحمى و تبهكارى، به خاك و خون كشيدى و بانوان و دختران حرم او را به اسارت آوردى؟ راستى چرا؟
در اينجا بود كه امام سجاد دست برد و گريبان چاك زد ... و صداى شيون مردم فضاى مسجد را پر كرد.][١] و اين سراينده خوش فكر نيز با الهام از سخنان روشنگرانه امام سجاد چه زيبا سروده است كه:
|
يا امة كفرت و في افواها |
القرآن فيه ضلالها و رشادها ... |
|
اى داد بر آن مردم اموى مسلك و اموى كيشى كه كفر ورزيدهاند و در همان حال، آيات روشنگر قرآن را- كه در آنها، راه گمراهى و رستگارى جامعهها و تمدنها ترسيم شده است- بر دهان دارد! شما گمراهان روزگار بر فراز منبرها، بزرگمردى را به باد ناسزا مىگيريد كه به
[١]- مؤلف بزرگوار به خاطر رعايت اختصار، تنها فرازهايى از خطبه شجاعانه و روشنگرانه و دگرگون ساز زينب و امام سجاد را آورده است كه مترجم آنها را بطور كامل آورد و ترجمه كرد تا سخن كامل گردد.