در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٣٤٣ - خطبه شورانگيز و شعور آفرين امام سجاد
مرامى اللَّه على المنافقين، و لسان حكمة العابدين، و ناصر دين اللَّه، و ولىّ امر اللَّه، و بستان حكمة اللَّه، و عيبة علمه.
سمح، سخىّ، بهىّ، بهلول، زكىّ، ابطحىّ، رضىّ، مقدام، همام، صابر، صوّام، مهذّب، قوّام، قاطع الاصلاب، و مفرّق الاحزاب، اربطهم عنانا، و اثبتهم جنانا، و امضاهم عزيمة، و اشدّهم شكيمة، اسد باسل يطحنهم في الحروب اذا ازدلفت الأسنّة، و قربت الاعنّة، طحن الرّحا، و يذروهم فيها ذرو الرّيح الهشيم، ليث الحجاز، و كبش العراق، مكىّ، مدنى، خيفىّ، عقبىّ، بدرىّ، احدىّ، شجرىّ، من العرب سيّدها، و من الوغى ليثها، وارث المشعرين و ابو السّبطين، الحسن و الحسين، ذاك جدّى علىّ بن ابى طالب.»
هان اى مردم! من فرزند على مرتضايم! من فرزند آن بزرگمردى هستم كه با شهامت و اخلاصى وصف ناپذيرش، بينى گردنكشان شرك و بيداد را، پس از روشنگرى و خيرخواهى بسيار و پس از ستيزهجويى و حق ناپذيرى و زورمدارى از سوى آنها به خاك ماليد تا در برابر حق سر فرود آوردند و زبان به يكتايى خدا گشودند و به برابرى بندگان او و به حقوق و آزادى و امنيت آنان اعتراف نمودند.
من فرزند آن كسى هستم كه در سختترين ميدانها و بحرانىترين شرايط، پيشاپيش پيامبر با دشمن تجاوزكار و مغرور، قهرمانانه مىرزميد؛ و با دو سلاح و نيزه پيكار مىكرد، و دو بار در راه خدا، بار هجرت بست، و دو بار در اوج تنهايى پيامبر با او بيعت كرد، و در روزهاى سرنوشتساز «بدر» و «حنين» با كفر و بيداد پيكار نمود و در همه اين فراز و نشيبها، لحظهاى به خداى توانا كفر نورزيد و در راه حق و عدالت و آزادى و حقوق انسانها از پا ننشست.
من فرزند شايستهكردارترين ايمان آوردگان، فرزند جانشينى راستين پيام آوران، فرزند نابودكننده حقستيزان و تجاوزكاران، فرزند پيشواى حقيقى ايمان آوردگان، فرزند مايه روشنى ديدگان مجاهدان، فرزند زينت و زيور و آراستگى پرستشگران خدا، فرزند سالار و سرور نيايشگران با خدا، فرزند بسيار گريهكنندگان بارگاه دوست،