در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٣٠ - ٤ - دگرگونى مطلوب و خداپسندانه
روشنفكران و مخالفان استبداد و انحصار، در هر فرصتى از رويدادهاى زشت و ظالمانه، اظهار نارضايتى عميق مىكند و از گسترش ضد ارزشها و تباهىهاى اقتصادى و اجتماعى و سياسى فرياد بر مىآورد و از نقد ناپذيرى حاكمان، پاسخگو نبودن آنان در برابر مردم، پايمال شدن حقوق و امنيّت و آزادى تودهها به دست آنان، سركوب بيرحمانه خوبان و شايسته كرداران و ترقى خواهان و ستم ناپذيران، شجاعانه شكايت و انتقاد مىكند و از ضرورت اصلاحات ساختارى در سيستم سياسى و لزوم دگرگونى مطلوب در ابعاد گوناگون سخن مىگويد.
آن حضرت در نخستين برخوردش با «حر»، به ترسيم علل حركت روشنگرانه خويش از حجاز به سوى عراق و كوفه و بيان هدف خود پرداخت و از جمله فرمود:
«ايّها النّاس انّ رسول اللَّه قال: من رأى سلطانا جائرا مستحلا لحرام اللَّه، ناكثا عهده، مخالفا لسنة رسول اللَّه، يعمل في عباد اللَّه بالاثم و العدوان فلم يغيّر عليه بفعل و لا قول، كان حقا على اللَّه ان يدخله مدخله، الا و انّ هؤلاء قد لزموا طاعة الشّيطان و تركوا طاعة الرّحمان و اظهروا الفساد و عطّلوا الحدود و استأثروا بالفىء و احلّوا حرام اللَّه و حرّموا حلاله و انا احقّ ممّن غيّر ....»
[١] هان اى مردم! پيامبر خدا فرمود: هر كس زمامدار بيداد پيشه و قانونشكنى را نظاره كند كه حرام خدا را حلال و روا مىسازد، و عهد و پيمان او را مىشكند و با سبك و روش عادلانه و بشر دوستانه پيامبر خدا مخالفت مىورزد؛ و با اين وصف در برابر آن عنصر خودكامه و قانون گريز، با گفتار و عملكردش به مخالفت برنخيزد و در راه اصلاح جامعه و حكومت، خود را به هر آب و آتش نزند، بر خداست كه او را از همان راهى كه آن بيداد پيشه را به دوزخ در مىآورد، به دوزخ در آورد.
هان اى مردم! آگاه باشيد كه رژيم حق ستيز اموى فرمانبردارى شيطان را برگزيده و از قانون خدا و فرمانبردارى او سر برتافته است. كارگردانان آن، تبهكارى و بيداد را همه جا آشكار ساخته و مرزهاى قوانين و مقررات خدا را به تعطيل كشانده و ثروت ملّى را به انحصار خويش در آوردهاند. آنان با بهانه و توجيه و برخورد ابزارى با دين،
[١]- مقتل الحسين، مقرم، ص ١٨٥.