بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٢٤ - استنتاج
عطا كرد تا در هر جاى بهشت كه بخواهد با آن دو پرواز كند، (اين سبب شد كه از آن پس به عنوان جعفر طيار معروف گردد).
جعفر بن ابى طالب در سى و سه سالگى به شهادت رسيد.[١]
*** مولانا در اين حكايت، جعفر طيار را نمادى از مؤمنان راستين مىداند كه قدرت ايمان و پايدارى او مىتواند قدرتمندترين دشمن را از پاى درآورد؛ لذا از قول جعفر چنين مىگويد:
از آن روزى كه چشم من به پادشاه حقيقت افتاد؛ يعنى از روزى كه ايمان به خداى بزرگ سراسر وجودم را فرا گرفت و حقيقت را با چشم دل مشاهده كردم، كثرت نفرات دشمن و هيمنه آنان در نظرم از ارزش افتاد.
|
چشم من چون ديد روى آن قباد |
كثرت اعداد از چشمم فتاد |
|
به عنوان مثال: با اينكه ستارگان آسمان بسيارند و خورشيد يكى است، با اين حال نور ستارگان در برابر خورشيد مندك است و از بين مىرود.
|
اختران بسيار و خورشيد ار يكى است |
پيش او بنياد ايشان مندكى است |
|
و همچنين اگر هزاران موش سر از سوراخ خود بيرون آورند كه به يك گربه حمله كنند، گربه از آن موشها بيمى به دل راه نمىدهد و فرار نمىكند.
|
گر هزاران موش پيش آرند سر |
گربه را نه ترس باشد نه حذر |
|
موشها چگونه مىتوانند به گربه حمله كنند، درحالىكه در دلشان جمعيت خاطرى وجود ندارد.
|
كى به پيش آيند موشان اى فلان |
نيست جمعيّت درونِ جانشان |
|
... تَحْسَبُهُمْ جَمِيعاً وَ قُلُوبُهُمْ شَتَّى ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْقِلُونَ.[٢]
[١] - همان، ص ٥٣٥
[٢] - حشر: ١٤