بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٩٢ - استنتاج
... فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ.[١]
«به آنها بگو: بياييد، ما فرزندان خود را دعوت مىكنيم شما هم فرزندان خود را، ما زنان خويش را مىخوانيم شما هم زنان خويش را، ما از نفوس خود دعوت مىكنيم شما هم از نفوس خود، آنگاه مباهله مىكنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار مىدهيم.»
زمخشرى كه يكى از مفسران اهل تسنن است، در تفسير معروف خود (كشاف) مىگويد: پيغمبر طبق قرار قبلى در محل مباهله حضور پيدا كرد، درحالى كه حسين را در آغوش داشت و دست حسن را گرفته بود (و فاطمة تمشي خلفه و علىّ خلفها)، فاطمه پشت سر پيغمبر و على پشت سر فاطمه، و به آنها مىفرمود:
هرگاه من دعا كردم شما آمين بگوييد.
پيغمبر ٦ با چنين وضع و هيئتى وارد ميدان شد، اسقف نجران وقتى چنين ديد، فرياد بركشيد كه: اى جمعيت نصارى، من چهرههايى را مىبينم كه اگر از خدا بخواهند كوه را جابجا كند، خدا چنين خواهد كرد. پس با اين گروه مباهله نكنيد كه هيچ نصرانى تا روز قيامت بر زمين باقى نخواهد ماند.[٢]
ماجراى مباهله نشان داد آنجا كه حضور زن در جامعه نقشآفرين باشد نمىتوان به بهانه احتجاب، زن را از ايفاى نقش خود محروم ساخت و يا درواقع جامعه را از حضور نقشآفرين زن محروم نمود.
[١] - آل عمران: ٦١
[٢] - كشاف، ج ١، ص ٣٦٨، ذيل آيه ٦١، سوره آل عمران.