بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٤٢ - استنتاج
نمايند تا از اين طريق انسان را با حقايق جديدترى آشنا سازند، ولى تفاوتى كه در اين نقل و انتقال ميان چشم و گوش وجود دارد، اين است كه: آنچه را كه چشم بر تابلوى ذهن انسان ترسيم مىكند چيزى جز حقيقت نيست. خلاف واقع در برداشت چشم از پديدهها وجود ندارد، برخلاف چيزهايى كه گوش بر تابلوى ذهن ترسيم مىكند. در نوشتههاى گوش دروغ و خلاف واقع زياد ديده شده است.
لذا عقل و شرع بر اين نكته تأكيد دارند كه صداقت شنيدنىها را نمىتوان همچون ديدنىها تلقّى كرد بلكه در بسيارى از موارد براى پى بردن به صدق شنيدنىها، امضاى چشم و تأييد عقل هم نياز است.
حضرت على ٧ طى فرمايشى در خصوص اين مطلب چنين فرمودند:
«أما إنّه ليس بين الحقّ و الباطل إلّا أربع أصابع. فسئل ٧ عن معنى قوله هذا فجمع أصابعه و وضعها بين أذنه و عينه، ثمّ قال: الباطل أن تقول سمعت و الحقّ أن تقول رأيت».
«آگاه باشيد ميان حق و باطل- فاصلهاى- نيست مگر بقدر چهار انگشت. معنى اين فرمايش را از امام ٧ پرسيدند. حضرت- در پاسخ- انگشتهاى خود را به هم چسباند و ميان گوش و چشمش نهاد، سپس فرمود: باطل آن است كه بگويى شنيدم و حق آن است كه بگويى ديدم!»[١]
در شأن نزول اين آيه كريمه ذيل كه مىفرمايد:
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى ما فَعَلْتُمْ نادِمِينَ[٢]
«اى كسانىكه ايمان آوردهايد، اگر شخص فاسقى خبرى براى شما بياورد درباره آن تحقيق كنيد، مبادا به گروهى از روى نادانى آسيب برسانيد و از كرده خود پشيمان شويد.»
[١] - نهج البلاغه، خطبه ١٤١
[٢] - حجرات: ٦