بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٣٨ - استنتاج
عكس العمل مناسب را نشان مىدهند.
فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ؛[١] «پس عبرت بگيريد اى صاحبان چشم.»
إِنَّ فِي ذلِكَ لَعِبْرَةً لِأُولِي الْأَبْصارِ؛[٢] «در اين عبرتى است براى صاحبان چشم.»
لَقَدْ كانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبابِ[٣]
«در سرگذشتهاى آنها درس عبرتى براى صاحبان انديشه است.»
بديهى است اثرگذارى حوادث در انسان يا به تعبيرى عبرت گرفتن از حوادث زندگى، مانند بسيارى از پديدههاى روانى، داراى مراتب و مراحل مختلفى است.
اثرگذارى سطحى، اثرگذارى نيمه سطحى، اثرگذارى عمقى و انقلابى، سه مرتبه از مراتب عبرت است كه هريك به نوبت خود مىتواند تا حدى دگرگونىهايى در زندگى انسان به وجود آورد ولى آنچه مهم است و به عنوان عبرت مىتوان روى آن حساب كرد، اثرگذارى عمقى و انقلابى است كه همه زندگى انسان را تحت تأثير قرار مىدهد و انسان عبرت گيرنده را نه تنها از خواب غفلت بيدار مىكند بلكه زمينه جبران ضعفهاى گذشته و تجديد نظر عملى در خط مشى آينده را برايش ممكن مىسازد. چنانكه حضرت على ٧ مىفرمايد:
«انّ من صرّحت له العبر عمّا بين يديه من المثلات حجزته التّقوى عن تقحّم الشّبهات»
«كسى را كه عبرتها و پيشآمدهاى روزگار از عقوبات و انقلابات دنيا در پيش بوده، تقوا و پرهيزگارى او را از افتادن در شبهات باز مىدارد.»[٤]
«من كثر اعتباره قلّ عثاره».
«هركس عبرت گرفتنش بسيار باشد لغزشش كم است.»[٥]
[١] - حشر: ٢
[٢] - آل عمران: ١٣
[٣] - يوسف: ١١١
[٤] - نهج البلاغه، خطبه ١٦
[٥] - غرر الحكم، حرف« ميم».