بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٦٣ - استنتاج
... قالَ فَبِما أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقِيمَ.[١]
«- شيطان- گفت:- خدايا!- اكنون كه مرا گمراه ساختى من بر سر راه مستقيم تو براى آنها- بندگان تو- كمين مىكنم.»
مفوّضه مدّعى هستند كه خداوند اختيار انجام يا عدم انجام اعمال را به بندگان خود تفويض نموده و از خود كاملا سلب اختيار كرده است. اينان نيز براى اثبات عقيده خود آياتى از قرآن را دليل خود ساختهاند از آن جمله:
إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً.[٢]
«ما راه را به او نشان داديم، خواه شاكر باشد- و بپذيرد- خواه كفران كند- و نپذيرد-.»
وَ قُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْيَكْفُرْ ....[٣]
«بگو اين حق است از سوى پروردگارتان، هركس مىخواهد ايمان بياورد و هركس مىخواهد كافر گردد.»
نَذِيراً لِلْبَشَرِ* لِمَنْ شاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ.[٤]
«هشدارى است براى همه انسانها. براى كسانى از شما كه مىخواهند تقدم جويند يا عقب بمانند.»
اين است نمونه آياتى كه هريك از دو گروه «جبريه» و «مفوّضه» براى اثبات عقيده خود بدان تمسك مىجويند. در مقابل اين دو گروه، گروه سوّمى هم وجود دارد كه همه آيات مورد استشهاد و دلايل عقلى و نقلى اين دو را قابل خدشه و تأمل دانسته و با ردّ استشهاد، استدلالها و اعتقاد اين دو گروه، راه سومى پيش روى جويندگان حقيقت گشودهاند. اين گروه را «عدليّه» يا «شيعه» مىنامند.
عدليه نيز براى اثبات عقيده خود به آياتى از قرآن تمسك مىجويند كه از
[١] - اعراف: ١٦
[٢] - دهر: ٣
[٣] - كهف: ٢٩
[٤] - مدثر: ٣٦- ٣٧