بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٢٨ - استنتاج
|
شب ز درد پشت و از جوع شكم |
آرزومندم به مردن دمبهدم |
|
|
حال اين اسبان چنين خوش بانوا |
من چه مخصوصم به تعذيب و بلا؟ |
|
ولى ديرى نپاييد كه خر متوجه اشتباه خود شد و فهميد كه اين نعمتها از باب إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ بِها فِي الْحَياةِ الدُّنْيا به متنعمان دنيا داده شده است، لذا اين بار با شرمسارى توأم با رضايت قلبى اظهار داشت: خدايا! من به فقرى كه همراه عافيت و سلامتى باشد راضىام.
|
آن خر، آن را ديد و مىگفت: اى خدا |
من به فقر و عافيت دادم رضا |
|
من نه آن تعزيز نعمت دنيا را مىخواهم و نه آن تعذيب نقمت دنيا را؛ زيرا من با ديدن اين ماجرا به اين نتيجه رسيدم هركس كه خواهان عافيت دين و دنياى خويش است، بايد از تمنّيات نفس چشم بپوشد و هرگز به امكانات ديگران به ديده حسرت ننگرد.
رسول گرامى اسلام ٦ فرمودند:
«من رمى ببصره ما في يد غيره كثر همّه و لم يشف غيضه».
«كسىكه چشم خود را به آنچه در دست ديگران است بدوزد، هميشه اندوهگين و غمناك خواهد بود و هرگز آتش خشم در دل او فرو نمىنشيند.»[١]
[١] - تفسير نمونه، ج ١١، ص ١٣٥- تفسير صافى، ذيل آيه ٨٨ حجر.