بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٩٠ - استنتاج
الدّنيا بتشوّفها»؛ «كسىكه مردم فريبكار او را نفريبند و تشويقهاى دنيا نيز او را فريب ندهد.[١]
پيغمبر بزرگوار اسلام نيز در دعاى خود، از خداوند چنين تقاضا كرد:
«ألّلهمّ أرنا الحقّ حقّا و ارزقنا اتّباعه و أرنا الباطل باطلا و ارزقنا اجتنابه، ألّلهمّ أرنا الأشياء كما هي».
«پروردگارا! حق را آنچنانكه هست بر ما جلوهگر ساز و توفيق پيروى از آن را عنايت فرما! و باطل را آنچنانكه هست بر ما بنمايان و توفيق دورى از آن را عطايمان كن! خداوندا! حقايق اشياء را آنگونه كه هست نشانمان ده.»[٢]
مولانا در دنباله سخن خود مىگويد: هيچ مردهاى به خاطر اينكه از دنيا رفته تأسف نمىخورد بلكه از اين جهت كه زاد و توشه آخرت او كم است، متأسف مىشود.
|
هيچ مرده نيست پرحسرت ز مرگ |
حسرتش آن است كِش كم بود برگ |
|
أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ وَ إِنْ كُنْتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ.[٣]
«مبادا كسى روز قيامت بگويد: افسوس بر من از كوتاهىهايى كه در اطاعت فرمان خدا كردم و- آيات او را- به سخريه گرفتم!»
آرى، چه جاى تأسف است از اينكه انسان به وسيله مرگ از چاه طبيعت نجات يابد و به صحراى گسترده سعادت و عيش، قدم گذارد.
|
ورنه از چاهى به صحرا اوفتاد |
در ميان دولت و عيش و گشاد |
|
|
زين مقام ماتم و ننگين مناخ |
نقل افتادش به صحراى فراخ |
|
صحرايى كه مكان صدق و راستى است، نه همچون دنيا جايگاه دروغ و نيرنگ.
در آنجا مستى جوار رحمت حق مستى حقيقى است، نه مستى به دست آمده از
[١] - تفسير نمونه، ج ١٧، ص ٩٦
[٢] - شرح انقروى، ج ١٣، ص ٥٨٧
[٣] - زمر: ٥٦