بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٧٢ - استنتاج
آنان با اين هدف وارد باغ خود شدند ليكن با تعجب منظرهاى شگفتانگيز ديدند و گفتند: ما راه را گم كردهايم! نكند وارد باغ ديگران شدهايم؟ زيرا باغ سرسبز آنان بر اثر عذابى فراگير همچون شب سياه ظلمانى شده بود. وقتى وضع را چنين ديدند، همديگر را ملامت كردند و نالهشان بلند شد كه:
قالُوا يا وَيْلَنا إِنَّا كُنَّا طاغِينَ؛ «گفتند: واى بر ما كه طغيانگر بوديم»[١]
قرآن كريم با بيان اين حكايت، توجه ما را به دو نكته بسيار مهم جلب مىكند:
١- انفاق در راه خدا سبب ازدياد روزى و ثمرات زندگى است چنانكه آيات زيادى به اين حقيقت تصريح دارد از آنجمله:
مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَ اللَّهُ يُضاعِفُ لِمَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ[٢]
«كسانىكه اموال خود را در راه خدا انفاق مىكنند، همانند بذرى هستند كه هفت خوشه بروياند كه در هر خوشه يكصد دانه باشد. و خداوند آن را براى هركس بخواهد دو يا چند برابر مىكند و خدا- از نظر قدرت و رحمت- وسيع و- به همهچيز- دانا است.»
٢- امساك در انفاق قبل از آنكه زيانى متوجه مستمندان سازد، زيان را متوجه خود انسان ممسك مىكند، چنانكه قرآن مىفرمايد:
ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ تُدْعَوْنَ لِتُنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَمِنْكُمْ مَنْ يَبْخَلُ وَ مَنْ يَبْخَلْ فَإِنَّما يَبْخَلُ عَنْ نَفْسِهِ ...[٣]
«شما همان جمعيتى هستيد كه دعوت براى انفاق در راه خدا مىشويد و بعضى از شما بخل مىورزند، و هركس بخل كند نسبت به خود بخل كرده است.»
و اينكه چگونه زيان بخل در انفاق متوجه بخيل مىشود، نمونه گويا و روشن را
[١] - قلم: ٣١
[٢] - بقره: ٢٦١
[٣] - محمد: ٣٨