بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٥٠٤
حكايت ٢٧٣/ صفحه ٣٦٧
|
اى كمان و تيرها برساخته |
صيد نزديك و تو دور انداخته |
|
حكايت مفلسى كه از خدا رزق بىكوشش درخواست مىكرد. قرب و مطالبى در خصوص آن.
حكايت ٢٧٤/ صفحه ٣٧٢
|
چون بسازى با خسّىِ اين خسان |
گردى اندر نور سنتها رسان |
|
حكايت درويشى كه به قصد ديدار شيخ ابو الحسن خرقانى حركت كرد. شرح صدر و مطالبى در خصوص آن.
حكايت ٢٧٥/ صفحه ٣٧٦
|
خواب تو بيدارى است اى بو بطر |
كه به بيدارى عيانستش اثر |
|
حكايت همسفر بودن يك مسلمان و يك مسيحى و يك يهودى با همديگر و ... متوسّم و مطالبى در خصوص آن.
حكايت ٢٧٦/ صفحه ٣٨٠
|
كه مرا خود حاجت تاريخ نيست |
حكايت شتر و گاو و قوچى كه باهم در راهى مىرفتند و ... فخر و مطالبى درباره آن.
حكايت ٢٧٧/ صفحه ٣٨٤
|
خير تو اين است جامع مىروى |
تا چه باشد شرّ و وزرت اى غوى |
|
حكايت رفتن پادشاهى به سوى مسجد براى گزاردن نماز و ... مطالبى در خصوص نماز.
حكايت ٢٧٨/ صفحه ٣٨٧
|
خانه داماد پرآشوب و شر |
قوم دختر را نبوده زين خبر |
|
حكايت سيد ترمذ و دلقك او. مطالبى در خصوص مصلحت و حقيقت.
حكايت ٢٧٩/ صفحه ٣٩١
|
اى فغان از يار ناجنس اى فغان |
همنشين نيك جوييد اى مهان |
|
حكايت موش و قورباغهاى كه در كنار جويبارى دوست شدند. دوست و نقش آن در زندگى دنيا و آخرت انسان.