بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٨٠ - استنتاج
نيز همچون نمرود وقتى مادرش گرفتار امواج طوفان دريا شده بود، چشم به جهان گشود و آنچه كه در شرح حال نمرود و كيفيت بزرگ شدن او گفتهاند، در مورد شداد نيز گفتهاند.
مولانا با بيان شرح حال نمرود، نكات ارزندهاى را براى سالكان طريقت بيان نموده است كه از آن جمله است كفران و ناسپاسى انسان در مقابل نعمتهاى الهى.
چنانكه از قول خدا خطاب به عزرائيل مىگويد:
«اى بنده جليل القدر من (اى عزرائيل)، شكر و سپاس نمرود در قبال آن همه الطاف و بذل حضانت من، آن بود كه پيغمبر ما ابراهيم خليل را در آتش افكند.»
|
شكر او آن بود، اى بنده جليل |
كه شد او نمرود و سوزنده خليل |
|
پروين اعتصامى[١] شاعر نامدار ايران، شرح حال نمرود را چنين سروده است:
|
كشتىاى ز آسيب موجى هولناك |
رفت وقتى سوى غرقاب هلاك |
|
|
تندبادى، كرد سيرش را تباه |
روزگار اهل كشتى شد سياه |
|
|
طاقتى در لنگر و سكّان نماند |
قوّتى در دست كشتيبان نماند |
|
|
ناخدايان را كياست اندكى است |
ناخداى كشتى امكان يكى است |
|
|
بندها را تار و پود از هم گسيخت |
موج از هرجا كه راهى يافت ريخت |
|
|
هرچه بود از مال و مردم آب برد |
زان گروه رفته، طفلى ماند خُرد |
|
|
طفل مسكين چون كبوتر پر گرفت |
بحر را چون دامن مادر گرفت |
|
|
موجش اول وهله چون طومار كرد |
تندباد انديشه پيكار كرد |
|
|
بحر را گفتم دگر طوفان مكن |
اين بناى شوق را ويران مكن |
|
|
در ميان مستمندان فرق نيست |
اين غريق خرد بهر غرق نيست |
|
|
صخره را گفتم مكن با او ستيز |
قطره را گفتم بدان جانب مريز |
|
[١] - پروين اعتصامى يكى از ستارگان پرفروغ آسمان ادب است كه در روز ٢٥ اسفند سال ١٢٨٥ شمسى در تبريز به دنيا آمد و پس از يك زندگى كوتاه در ١٦ فروردين سال ١٣٢٠ زندگى را بدرود گفت و در مقبره خانوادگى خويش واقع در صحن جديد، در حرم متبرك حضرت معصومه( س) در قم به خاك سپرده شد.