بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤١ - استنتاج
«قلب سليم قلبى است كه خدا را ملاقات كند درحالىكه جز خدا كسى در آن نباشد».[١]
در مجمع البيان آمده است: وقتى قلب انسان سليم شد «يعنى جز خدا كسى و چيزى در آن راه نيابد» همه اعضا و جوارح او از فساد ايمن مىمانند؛ زيرا فساد جوارح حاكى از قصد فاسد در قلب است.[٢] تا قلب فاسد نباشد جوارح آلوده به فساد نمىشوند و اين همان قلبى است كه مىتواند روز قيامت صاحبش را نجات دهد.
يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ* إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ[٣]
«در آن روزى كه مال و فرزندان سودى نمىبخشند. مگر كسىكه با قلب سليم به پيشگاه خدا آيد.»
*** اين حكايت ضمن ارتباط با دو حكايت قبل به جهت اشتراك در مطلب مجالست با غير همجنس، داراى نكات قابل توجه فراوانى است و ما تنها به ابياتى مىپردازيم كه هم ارتباط با مطلب استنتاج ما (قلب سليم) دارد و هم خود مولانا از آنها بعنوان استنتاج استفاده كرده است. او مىگويد:
شهر سبزوار كنايه است از اين دنيا كه سالكان طريقت و عاشقان حقيقت همواره در آن ضايع و ناچيز و مجهول القدرند.
|
سبزوارست اين جهان و مرد حق |
اندرين جا ضايع است و ممتحق |
|
رسول گرامى اسلام ٦ فرمودند:
«انّ الدّنيا سجن المؤمن و جنّة الكافر و الموت جسر هؤلاء الى جنانهم و جسر هؤلاء الى جحيمهم»
[١] - تفسير صافى، ذيل آيه مذكور.
[٢] - مجمع البيان، ذيل آيه ٨٩ سوره شعراء.
[٣] - شعراء: ٨٨- ٨٩