بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٨٥ - استنتاج
و منكرات باز مىدارد، پس چرا بسيارى از نمازگزاران آلوده به انواع و اقسام آلودگىها هستند؟ و نماز نه تنها آنان را از منكر باز نداشته بلكه بهعكس بعضى از آنان نماز را وسيلهاى براى دست يافتن به اميال شيطانى خود قرار دادهاند؟
تاكنون پاسخهاى فراوانى به اين پرسش داده شده كه هريك در جاى خود قابل دقت و تأمل است ولى به نظر مىرسد پاسخ گرهگشاى اين پرسش همان باشد كه صاحب الميزان از قول بعضى آورده است:
كلمه «صلاة» در آيه شريفه، در معناى نكره است و در اين صورت معناى آيه چنين مىشود كه: تنها بعضى از نمازها مىتوانند نمازگزار را از فحشا و منكرات باز دارند نه هر نمازى.[١]
حال، آن كدام نماز است كه ويژگى فوق را دارد؟
پاسخش در همان كلمه «اقم الصّلاة» نهفته است.
در تفسير «اقم الصّلاة» فرمودند: «أى: ادّها بحدودها في مواقيتها»[٢]؛ «اداى نماز با حفظ حدود در اوقات آن.»
اگر حدودى كه شارع مقدس براى نماز بيان كرده رعايت شود، بىشك نمازها همان نمازى خواهد شد كه نمازگزار را از فحشا و منكرات باز بدارد ولى چيزى كه هست نمازهاى ما محدود به حدود تعيين شده نيست؛ مثلا يكى از حدودى كه در نماز بايد رعايت شود، حفظ حالت خضوع و خشوع است. در اين زمينه سخن بسيار است. جهت رعايت اختصار تنها يك روايت از پيامبر اسلام ٦ اكتفا مىكنيم:
«صلّ صلاة مودّع فإذا دخلت في الصّلاة فقل هذا آخر صلاتي من الدّنيا و كن كأنّ الجنّة بين يديك و النّار تحتك و ملك الموت وراءك و الأنبياء عن يمينك و الملائكة عن يسارك و الرّبّ مطّلع عليك من فوقك فانظر بين يدي من تقف و مع من تناجي و من ينظر إليك».
«- وقتى مىخواهى نماز بخوانى- بگونهاى باشد كه گويى با نماز وداع مىكنى. پس
[١] - الميزان، ذيل آيه ٤٥ سوره عنكبوت.
[٢] - مجمع البيان، ذيل آيه مذكور