بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٦٩ - استنتاج
|
اى كمان و تيرها برساخته |
صيد نزديك و تو دور انداخته |
|
|
هركه دوراندازتر او دورتر |
وز چنين گنج است او مهجورتر |
|
|
فلسفى خود را از انديشه بكشت |
گو: بدو كو راست سوى گنج پشت |
|
|
گو: بدو چندانكه افزون مىرود |
از مرادِ دل جداتر مىشود |
|
|
جاهدوا فينا بگفت آن شهريار |
جاهدوا عنّا نگفت اى بىقرار |
|
استنتاج
|
آب در كوزه و ما تشنه لبان مىگرديم |
يار در خانه و ما گرد جهان مىگرديم |
|
قرب؛ يعنى نزديك و نزديكى، مقابل بعد كه به معنى دور و دورى است. قرب را مىتوان به موارد زير تقسيم كرد:
«قرب مكانى»، «قرب زمانى»، «قرب نسبى» و «قرب مقامى». روشنى معنا و مفهوم هريك از اين تقسيمات، ما را از شرح آن بىنياز مىسازد ولى نكتهاى در ارتباط با حكايت لازم است كه مورد مداقّه قرار گيرد و آن اينكه:
در قرآن آياتى است كه مىفرمايد خداوند به شما نزديك است:
... إِنَّهُ سَمِيعٌ قَرِيبٌ؛[١] «او شنوا و نزديك است.»
وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ ...[٢]
«و هنگامىكه بندگان من از تو درباره من سؤال كنند- بگو- من نزديكم.»
اينكه خداوند چقدر به ما نزديك است، آيات ديگر مقدار نزديكى خدا به بندهاش را چنين بيان مىكند:
... نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ؛[٣] «و ما به او از رگ قلبش نزديكتريم.»
[١] - سبأ: ٥٠
[٢] - بقره: ١٨٦
[٣] -« ق»: ١٦