بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٤٠ - استنتاج
مرافعات و منازعات ايشان است فهميده مىشود.
مبحث قضا و قاضى و شرايط و لوازم آن، يكى از گستردهترين مبحث فقه اسلام است كه فلسفه تشريع همه آن شرايط و لوازم تنها براى اقامه يك امر است و آن فصل خصومت براساس حق و عدالت.
إِنَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِما أَراكَ اللَّهُ وَ لا تَكُنْ لِلْخائِنِينَ خَصِيماً[١]
«ما اين كتاب را به حق بر تو فرستاديم تا به آنچه خداوند به تو آموخته در ميان مردم قضاوت كنى و از كسانى مباش كه از خائنان حمايت نمايى.»
اين آيه با صراحت و روشنى مبناى قضاوت صحيح را كتاب خدا و آموختههاى مبتنى بر آن معرفى نموده و قاضى را از هرگونه حمايت از خائنان برحذر داشته است.
اينكه خائن كيست؟ ابتدا بايد ديد خيانت چيست؟ وقتى معناى خيانت روشن شد، موارد خيانت هم روشن مىشود، سپس مرتكبين هريك از موارد خيانت را خائن مىگويند.
در تعريف خيانت گفتهاند: خيانت نقيض امانت است و آن به معناى «مخالفت با حق»[٢] يا «منع حق»[٣] است. بنابراين، هرگونه عملى كه مخالف با حق باشد يا مانع از اجراى حكم حق باشد نوعى خيانت است.
باتوجه به اين تعريف، آنانكه مرتكب خلاف مىشوند؛ يعنى متهمان و آنانكه مانع اجراى حكم حق مىشوند، يعنى قضات فاسد، مىتوانند تحت عنوان «خائن» قرار بگيرند.
حال اين ممانعت از اجراى حكم حق توسط قاضى، مىتواند انگيزههاى
[١] - نساء: ١٠٥
[٢] - مجمع البحرين.
[٣] - مجمع البيان، ذيل آيه ١٨٦، سوره بقره.