بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٣ - معانى لغات
زيرا از نتيجه سوء آن در زندگى آخرت آگاهى كامل دارند.
*** مولانا در اين حكايت برخورد متفاوت دو گروه با تعلّقات دنيا را به شرحى كه خواهيم گفت، بيان مىكند.
صياد، كنايه است از حضرت حق.
آهو، كنايه است از سالكان واصل.
نافه، كنايه است از معارف و حقايق سلوك.
خران، كنايه است از دنياطلبان غافل.
آخور، كنايه است از دنيا.
كاه، كنايه است از تمتّعات زندگى دنيا.
حكمت بالغه الهى چنين اقتضا كرد كه انسان از بهشت عالم قرب به عالم خاكى كه از جهاتى بىشباهت به يك طويله نيست گرفتار آيد. در اين طويله اقسام حيوانات دوپا بنام انسان كه انسى جز با خورد و خواب و شهوت ندارند، با آزمندى تمام سرگرم تلذّذ و تمتّع مىباشند، بهطورىكه براى اشباع تمنّيات خود، حتى از دريدن و خوردن همديگر پرهيز ندارند. در ميان اين حيوانات انساننما، انسانهايى هم هستند كه به تعبير حضرت على ٧ در نهج البلاغه:
«كانوا قوما من أهل الدّنيا و ليسوا من أهلها فكانوا فيها كمن ليس منها عملوا فيها بما يبصرون و بادروا فيها ما يحذرون تقلّب أبدانهم بين ظهراني أهل الآخرة و يرون أهل الدّنيا يعظّمون موت أجسادهم و هم أشدّ إعظاما لموت قلوب أحيائهم».
«گروهى هستند كه در ظاهر از اهل دنيايند ولى در باطن اهل آن نيستند، آنچنان بىرغبت در دنيا زندگى مىكنند كه گويى از اهل آن نيستند. اعمال آنها بر اساس واقعيتى است كه مىبينند و همواره به دفع چيزهايى هستند كه از آن مىترسند. گرچه با اهل دنيا همنشينند ليكن در حقيقت بدنهاى آنان بين اهل آخرت در گردش است. اهل دنيا را مىبينند كه به مرگ جسدشان مىپردازند