بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣١٧ - استنتاج
رغبت نمودن به چيزى را گويند و در اصطلاح، نوعى گرايشهاى ناپايدار روانى و عاطفى است كه انسان را از نقطه اعتدال به سوى نقطه مورد ميل منحرف مىسازد.
اميال در تقسيمبندى كلّى، به دو قسمت تقسيم مىشوند:
١- اميال طبيعى يا غير ارادى؛ همچون تمايل انسان به آب و غذا و خواب و همسر و ... براى رفع تشنگى و گرسنگى و خستگى و اطفاى شهوت جنسى در حدّ ضرورت و نياز طبيعى.
٢- اميال غير طبيعى يا ارادى؛ همچون تمايل انسان به قدرت، شهرت، ثروت، ازدياد زن و فرزند و ....
اميال طبيعى را (بهعكس اميال غير طبيعى)، نمىتوان از انسان منها كرد؛ زيرا تداوم زندگى مديون وجود اين اميال است، ولى چيزى كه هست دو چيز در اعمال اميال طبيعى قابل توجه بلكه براى سالكان سلوك واجب الرعايه است:
الف: كنترل و مهار اميال طبيعى.
ب: جهت دادن صحيح به اميال مهار شده طبيعى.
اگر انسان اميال طبيعى خود را مهار نكند، سر از اميال غير طبيعى و سرانجام سر از شهوت؛ يعنى شدّت ميل درمىآورد، بهطورىكه از حدّ معمول تجاوز كرده و اميال ديگر را تحت الشعاع خود قرار مىدهد.[١]
و نيز اگر اميال طبيعى مهار نگردد و به جهت و مسير صحيح هدايت نشود، سالك نه تنها سير صعودى نخواهد داشت بلكه بر اثر سير نزولى به همان نقطهاى برگشت خواهد نمود كه از آنجا آغاز كرده بود.
*** مولانا در اين حكايت جهت دادن صحيح به اميال و خواستههاى نفس را رمز
[١] - براى آشنايى بيشتر با تعريف« شهوت» و« ميل» به استنتاج حكايت ١٠٧ رجوع شود.