بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣١٠ - استنتاج
«اذّل النّاس من اهان النّاس».[١]
«حقيرترين مردم كسى است كه ديگران را حقير شمارد.»
ممكن است گفته شود، اگر نظام بردهگيرى با كرامت انسان مغايرت دارد، پس چگونه اسلام كه حافظ كرامت انسانها است اين نظام را ملغى نكرد بلكه بخشى از احكام خود را هم اختصاص به اين پديده شوم اجتماعى داد؟
در پاسخ بايد گفت:
بررسى تطبيقى نظام بردهگيرى متداول گذشته در ملتها و امتهاى غير اسلامى، با نظام بردهگيرى در اسلام ما را به اين نتيجه مىرساند كه اساسا ميان اين دو نظام، تفاوت كلى و اختلاف ماهيتى وجود داشته است.
فلسفه نظام بردگى غير اسلام، سلطه بىقيد و شرط قدرت غالب بر نيروى مغلوب بهر انگيزه ممكن و بهانه قابل تصور است!
ولى فلسفه نظام بردگى اسلامى سلطه مشروط و محدود بر گروه خاص آن هم تنها با انگيزه هدايت آن گروه است. توضيح اينكه:
١- اسلام دين هدايت انسانها به سوى خدا است و در پيشبرد اين هدف، هيچ مانعى را تحمل نمىكند. لذا با آنانكه به هر عنوانى سر راه اسلام براى رساندن جامعه به كرامت انسانى مىشوند، چارهاى جز برخورد قاطعانه و در ضرورت لزوم پاكسازى آنان از حيّز حيات ندارد. بديهى است بازماندگان از اين گروه مخرّب تحت شرايطى به عنوان برده و اسير در اختيار مسلمين قرار مىگيرند.
٢- از آنجا كه در اسلام هدف از بردهگيرى، بردهدارى و تجارت از اين طريق نيست بلكه بازپرورى گوهر انسانيت در اين صدفهاى توخالى است، نهايت تلاش را براى آزادى جسم و روح بردگان از بند بندگى غير خدا نموده است. كه اطلاع كافى در اين خصوص نياز به مطالعه تاريخ، آگاهى از سيره نبوى و تحقيق در
[١] - بحار الأنوار، ج ٧١، ص ١٤٢