بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٠٢ - ب حمله فرهنگى
- پيوند اشك و خون در استمرار احياى عاطفه و مكتب.
- اعتراض بر حكومت زر و زور و تزوير.
- فرياد در سكوت.
- قيام در قعود.
- صعود در سقوط.
- حركت در سكون.
- طغيان بر عصيان.
- شاهد گرفتن شهيد در حفظ ارزشهاى خون او، زنده نگهداشتن راه او، صيقل دادن شمشير او، به اهتزاز درآوردن پرچم او، خالى نكردن سنگر او و ...
همه اين ارزشها در پهنه زندگى، از بركت بارش اشك در سوگ شهيد روييده مىشود نه از خنده و برپايى مجلس شادى براى شهيد. لذا آنان كه خواستند جامعه انقلابى شيعه را از اين ارزشها محروم كنند، چنين تبليغ كردند كه:
|
چونكه ايشان خسرو دين بودهاند |
وقت شادى شد چو بشكستند بند |
|
|
سوى شادروان دولت تاختند |
كُنده و زنجير را انداختند |
|
غافل از اينكه اگر شهادت شهيد شادىآفرين است؛ چرا رسول خدا در شهادت حضرت حمزه مردم را به گريستن و اقامه عزا براى حمزه سيّد الشهدا ترغيب فرمودند؟[١] و امام سجاد در سوگ شهادت شهداى كربلا، بهويژه پدر بزرگوار خود ٣٤ سال يعنى از واقعه كربلا تا پايان عمر شريف خود، گريه مىكرد و اشك مىريخت. و امامان معصوم هركدام بنوبه خود، مبلّغ و مروج گريه و اقامه مجلس عزا براى جدّ مظلوم خود حسين ٧ بودند؟
باتوجه به مطالب فوق، بايد گفت:
ديدگاه مولانا در خصوص عزادارى شيعيان براى حضرت سيد الشهدا و گريه
[١] - منتهى الآمال، ص ٤٦٦