بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٨٤ - توضيح مطلب
آمد، گفت:
معشوق ما سراسر صدق و وفاست، هر بلاى محروميتى كه بر سر ما مىآيد، از خود ماست.
|
گفت شاه ما همه صدق و وفاست |
آنچه بر ما مىرسد آن هم ز ماست |
|
... إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا وَ لا يَغُرَّنَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ[١]
«مسلّما وعده الهى حق است مبادا زندگانى دنيا شما را بفريبد و مبادا شيطان شما را- نسبت به وعدههاى خدا- گول بزند.»
مولانا سپس از زبان حارسان وصال و فانيان جذبه حال چنين مىگويد:
دل ما از خواب غفلت در امان است؛ زيرا ما همواره چون نگهبانان بر پشت بام نقاره مىزنيم.
|
اى دل بىخواب ما زين ايمنيم |
چون حرس بر بام چوبك مىزنيم |
|
يعنى ما با چوب رياضت و تهذيب نفس، همواره بر طبل هشيارى خود نقاره مىزنيم و شب غفلت نمىتواند ما را به خواب حرمان گرفتار سازد.
ما گردوهاى تعلّقات جسم و روح خود را در آسياى عشق الهى شكستيم و غم هجران ما بقدرى است كه هرچه بگوييم باز كم است.
|
گِردگان ما درين مطخن شكست |
هرچه گوييم از غم خود اندك است |
|
[١] - لقمان: ٣٣