بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٦١ - استنتاج
«خداوند سرپرست مؤمنان است، آنها را از تاريكىها به روشنايى هدايت مىكند، اما سرپرست كافران طاغوت است كه آنها را از روشنايى به ظلمتها مىكشاند، آنها اصحاب دوزخند و جاودانه در آن مىمانند.»
*** مولانا در اين حكايت كوتاه و درعينحال گويا، نقش مخرّب حضور دزد در خانه را به شرحى كه مىآيد بيان كرده است:
صاحبخانه، كنايه است از انسان شكاك در مبانى توحيدى.
خانه، كنايه است از فضاى اعتقادى و خانه دل.
چراغ، كنايه است از استدلالهاى عقلى و تجلّيات شهودى.
دزد، كنايه است از شيطان.
سرانگشت دزد، كنايه است از تشكيك و ترديد.
چراغ فطرت توحيدى انسان ممكن است روزى بر اثر توفانهاى كفر و زندقه از استضائه و نورافشانى بيفتد ولى هرگز خاموش نمىشود. بلكه همواره شمعكوار زير خروارها اوهام و خرافه سوسو مىزند و هر زمان فرصتى دست داد، سر برآورد و فضاى آلوده و تاريك خانه دل انسان كفور و جهول را روشن سازد تا راه سعادت دنيا و آخرت را بر او بنماياند، سرانگشتان تشكيك و ترديد شيطان، اين دشمن قسم خورده و دزد ارزشهاى انسانى مجال نمىدهد و با طرفندى كه اختصاص به خود او دارد اين نور را دوباره از تجلّى مىاندازد. اينچنين شيطان چراغكش در وجود انسان كمين كرده است و انسان به جهت ضعف ديد باطنى، قدرت ديدن او را ندارد.
|
اينچنين آتش كُشى اندر دلش |
ديده كافر نبيند از عَمش |
|
پس اى انسان، عامل تاريكى خانه دلت را در وجود خود جستجو كن، بدان آن دزد كه شمعك فطرت توحيدى تو را كه شوق زبانه كشيدن دارد، خاموش مىكند نفس زيادهخواه و فزونطلب تو است. چگونه ممكن است كسى اين حقيقت را برنتابد و يا اين گناه را به گردن ديگران افكند.
|
چون نمىداند دلِ دانندهاى |
هست با گردنده گردانندهاى؟ |
|