بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٨٩ - استنتاج
طرف ناپسند مىباشد؛ مثلا «سخاوت» خصلت پسنديدهاى است كه ممدوح همه عقلا است ولى يكطرف سخاوت «بخل» است و طرف ديگر آن «تبذير» و اين دو طرف مذموم همه عاقلان است.
يا خصلت «شجاعت» داراى دو طرف «جبن» و «تهوّر» است نه جبن (بزدلى و ترس) خوب است و نه تهور (بيباكى و گستاخى) پسنديده است.
در روايت آمده است:
«خير الأمور أوسطها»؛ «بهترين كارها ميانهروى است.»
قرآن كريم هم مىفرمايد:
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلى حَرْفٍ ....
«بعضى از مردم خدا را تنها با حرف مىپرستند.»
حرف، در لغت طرف و كنار هر چيزى را گويند؛ مثلا به لبه شمشير و لبه كوه و لبه كشتى[١] و هر پرتگاه ديگرى حرف مىگويند؛ چرا كه انسان با كوچكترين لغزش سقوط خواهد كرد. به عكس كسىكه در وسط كشتى يا كوه قرار گرفته است.
و دنبال آيه، اين معنا را تأييد مىكند كه:
... فَإِنْ أَصابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَ إِنْ أَصابَتْهُ فِتْنَةٌ انْقَلَبَ عَلى وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِينُ[٢]
«همينكه دنيا به آنها رو كند و خيرى به آنها برسد، حالت اطمينان پيدا مىكنند اما اگر مصيبتى بعنوان امتحان به آنها برسد دگرگون مىشوند و به كفر رو مىآورند و به اين ترتيب هم دنيا را از دست دادهاند و هم آخرت را و اين خسران و زيان آشكار است.»
با توجه به معناى «وسط» بايد گفت: يكى از افتخارات امت اسلام اين است كه امت وسط است:
[١] - راغب.
[٢] - حج: ١١