بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٨ - استنتاج
تأكيد بسيار مىفرمايد:
فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً* إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً[١]
«پس مسلما با سختى آسانى است. مسلما با سختى آسانى است.»
و باز در جاى ديگر اين حقيقت را منتسب به خدا كرده، مىفرمايد:
سَيَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ يُسْراً؛[٢] «خداوند به زودى بعد از سختىها آسانى قرار مىدهد.»
ولى اگر گفته شود: درد و آلام، درد نيست بلكه عافيت و آرامش است.
آيا اين نظريه هم به آسانى نظريه اول پذيرفتنى است؟! البته كه خير.
چرا؟ چون با بيان اين نظريه، تقليبى در ماهيت پديدهها و تحريفى در تعريف پديدهها به وجود آورديم و اين هردو در بدو امر غير قابل قبول است؛ زيرا آنچه كه با حواس طبيعى و آموختههاى ذهنى ما مأنوس است، انطباق عكس العمل با عمل است. عكس العمل درد و آلام، عافيت و آرامش نيست بلكه همان چيزى است كه از درد احساس مىكنيم و معنايش در ذهن ما تبادر مىكند.
حال اگر اين انس انطباق عمل با عكس العمل از ذهن ما پاكسازى شود و ما خارج از تأثرات حواس طبيعى و آموختههاى ذهنى خود در خصوص ماهيت پديدهها به قضاوت بپردازيم، آيا باز خواهيم گفت: درد و آلام، درد و آلام است؟ يا براى درد و آلام ماهيت و تعريف ديگرى قائل خواهيم شد؟!
در پاسخ بايد گفت: براى درد و آلام ماهيت و تعريف ديگرى قائل خواهيم شد؛ زيرا تأثرات حواس طبيعى و آموختههاى ذهنى ما، همچون عينكى است كه به چشم مىزنيم. عينك به هر رنگ كه باشد، محيط اطراف و اجسام را به همان رنگ خواهيم ديد. قرآن هم مىفرمايد:
وَ عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ[٣]
[١] - انشراح: ٥ و ٦
[٢] - طلاق: ٧
[٣] - بقره: ٢١٦