بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٥٠ - فوايد گرسنگى از نظر روحى و معنوى
به سوى خدا گرسنگى است، اولياى خدا و سالكان منتهى به جاى غذا گرسنگى مىخورند و با شكم گرسنه زندگى مىكنند:
«انّما يعيشون بنسيم العرش»؛ «آنان با نسيم عرش الهى زندهاند.»[١]
لذا مولانا را عقيده بر اين است كه:
|
گر تو اين انبان ز نان خالى كنى |
پر ز گوهرهاى اجلالى كنى |
|
|
طفل جان از شير شيطان باز كن |
بعد از آنش با ملك انباز كن |
|
و براى گرسنگى فوايد و فضايل بىشمارى قائل است
|
رنج جوع از رنجها پاكيزهتر |
خاصه در جوع است صد نفع و هنر |
|
لذا معتقد است كه اين گوهر گرانبها را كسى نتواند به چنگ آورد؛ زيرا دنيا همچون علفزارى زيبا و اشتهاآور است و عوام كاالأنعام را در اين علفزار، توان خوددارى از چريدن و خوردن نيست:
|
خود نباشد جوع هركس را زبون |
كين علفزارى است ز اندازه برون |
|
گرسنگى مخصوص خاصان حضرت حق است كه تا بر اثر خوردن گرسنگى از نظر روحى همچون شيرى نيرومند و قوى گردند.
|
جوع مر خاصان حق را دادهاند |
تا شوند از جوع، شير زورمند |
|
با اين حساب، كى ممكن است كه اين گوهر گرانبها را به هر انسان نالايقى بدهند. به انسانهاى عارى از معرفت، لذت شكمبارگى را مىدهند؛ چنانكه به چهارپايان علف مىدهند. ولى به سالكان با معرفت لذت گرسنگى مىدهند.
|
جوع هر جلف گدا را كى دهند |
چون علف كم نيست پيش او نهند |
|
[١] - بحار الأنوار، ج ٥٩، ص ١٧٤ اين روايت در وصف فرشتگان آمده است.