بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٢٢ - استنتاج
راضى شدند يكباره همه آن بافتهاى فكرى و ديدگاههاى غير واقع ماهيت مجازى خود را آشكار مىكند و تازه مىفهمند كه در انتخاب راه به اشتباه افتاده بودند.
فَلَمَّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِهِ فَتَحْنا عَلَيْهِمْ أَبْوابَ كُلِّ شَيْءٍ حَتَّى إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ.[١]
«هنگامىكه- اندرزها سودى نبخشيد و- آنچه به آنها يادآورى شده بود فراموش كردند درهاى همهچيز- نعمتها- را به روى آنان گشوديم تا- كاملا- خوشحال شدند، ناگهان آنها را گرفتيم- سخت مجازات كرديم- در اين هنگام همه مأيوس شدند.»
اينكه در روايات آمده است:
«المؤمن كيّس»؛ «مؤمن زيرك است.»[٢]
«المؤمن ينظر بنور اللّه»؛ «مؤمن با نور خدا نگاه مىكند.»[٣]
«فانّ اللّه جعل الحقّ على السنتهم».
«خداوند حقيقت را بر زبان- مؤمنان- نهاده است.»[٤]
اشاره به اين حقيقت است كه خاصيت ايمان روشننگرى و واقعبينى است؛ يعنى مؤمن از عينكى استفاده مىكند كه غير مؤمن از آن عينك محروم است، عينكى كه نامه ناگشوده را مىخواند و خطور ضمير ناگفته مىداند.
*** اين حكايت يكى از پرمعناترين حكايات مثنوى است كه دربردارنده نكات عرفانى، اخلاقى و اجتماعى فراوانى است ولى رعايت اختصار در تقرير، اجازه بيان بيش از يك نكته را نمىدهد و آن نكته پاسخى است كه روباه در سؤال اعتراضآميز شير، به شير مىدهد.
شير وقتى خود را براى خوردن خر آماده مىكند، هرچه نگاه مىكند مىبيند
[١] - انعام: ٤٤
[٢] - سفينة البحار ماده امن
[٣] - وسائل الشيعه، ج ٨، ص ٤٢٤
[٤] - همان.