ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٧٤ - *(ولاء آزاد شده) *(ولاء بمعنى پيوستگى و نزديكى است و به عبارت ديگر عهدهدار زيان ديگرى شدن و ميراث خوار گشتن)
شخص كيست؟ عرض كردم: مولاى ماست، يعنى بنده آزاد كرده ماست، حضرت فرمود: آيا او را آزاد كردهايد يا پدرش را؟ گفتم: پدرش را، فرمود: اين غلام، آزاد كرده تو نيست، بلكه او برادر و پسر عموى تو محسوب مىشود زيرا مولاى تو كسى است كه نعمت آزاد كردنت بر او جارى شده باشد اكنون كه پدر وى را آزاد كردهاى او به منزله برادر و پسر عموى تو خواهد بود.
شرح: «در اين خبر نفى مولى بودن شده نه نفى ولاء لذا منافاتى با روايتهائى كه مىگويد ولاء ولد با كسى است كه پدر را آزاد كرده ندارد.» بكر گويد: مردى از آن حضرت پرسيد- و من حضور داشتم- گفت:
غلامى دارم ميگسار كه در كارهاى ناشايسته وارد مىشود، مىخواهم او را رها و آزاد كنم آيا آزاد شدن نزد شما محبوبتر است يا فروختن او و قيمتش را به صدقه دادن؟ امام ٧ فرمود: گاهى آزاد كردن بهتر است و گاهى صدقه دادن، آن زمان كه مردم معيشتشان بفراخى است عتق بهتر است، و آن زمان كه مردم تنگدستند صدقه افضل است، لكن وقتى چنين وضعى دارد به نظر من فروختن او بهتر است.
٣٥٠٠- سماعة از امام صادق ٧ سؤال كرد مردى يكى از خويشان