ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٤٠ - *(دعاوى كه بدون بينه پذيرفته مىشود) *
مىدهم كه تو آن را به رسول خدا ٦ فروختهاى پس رسول خدا ٦ به خزيمه رو كرده گفت: از كجا شهادت دادى؟ گفت: از آن جهت كه تو را تصديق كردهام.
پس پيامبر شهادت خزيمه را بمنزله دو شهادت قرار داد و او را ذو شهادتين ناميد.
شرح: «نظير اين خبر را كلينى در كافى كتاب شهادات آورده با سند موثّق و نيز عزّ الدّين بن الاثير الجزرى در اسد الغابه بدان اشاره كرده است و ديگران نيز در ترجمه خزيمة بن ثابت قضيّه را نقل كردهاند».
٣٤٢٨- و محمّد بن قيس از حضرت باقر ٧ روايت كرده كه فرمود:
على ٧ در مسجد كوفه بود و عبد اللَّه بن قفل تيمى گذشت و زره طلحه را به تن داشت امير المؤمنين ٧ فرمودند اين زره طلحه است كه از بيت المال در غوغاى بصره ربوده شده، عبد اللَّه بن قفل گفت يا امير المؤمنين مسأله را به همان قاضى كه خود براى مسلمانان انتخاب كردهاى و راضىشدهاى واگذار، حضرت با وى نزد شريح قاضى رفته، فرمود: اين زره طلحه است كه در جنگ بصره از بيت المال ربوده شده، شريح گفت: بر مدّعى شاهد بياور، آن حضرت حسن پسرش را شاهد آورد و وى گواهى داد كه اين زره طلحه است كه در روز جنگ بصره يعنى جمل ربوده شده