ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٥٠٠ - *(تعهدات به سوگند و نذر و كفاره) *
٤٢٨٦- زراره گويد: به امام باقر ٧ عرض كردم: مال التّجارهام به گمرك مىرسد و گمركچيان از من مىخواهند سوگند ياد كنم به آنچه اظهار مىدارم از مقدار جنس و قيمت خريد آن و آنچه كه مربوط به آنهاست و بدون سوگند رضايت به خروج از گمرك نمىدهند چه كنم؟ امام ٧ فرمود: سوگند ياد كنيد كه آن از خرما و كره شيرينتر است.
٤٢٨٧- و امام ٧ فرمود: تقيّه در هنگام گرفتارى و ناچارى است و شخص گرفتار خود هنگام نزول آن را بهتر تشخيص مىدهد.
٤٢٨٨- حلبى گويد: امام صادق ٧ فرمود: حقّ آنست كه، سوگند نيست مگر به اسم جلاله (يعنى: «اللَّه»)، امّا اينكه گويند: «دشمنت بىپدر باشد» تعارف عصر جاهلى است، اگر مردم به اين نوع عادت كنند، سوگند به خدا، از ميان مىرود، امّا اينكه پارهاى گويند:
«باهناه» «يا هناه»
براى آنست كه نام آن چيزى را كه مىخواهند و فراموششان شده بياد آرند و اين كلام را اشكالى نمىبينم، امّا
«لعمر اللَّه»
و
«أيم اللَّه»
اينها سوگند به خدا محسوب مىشود.
شرح: «لغويّون همزه
«أيم اللَّه»
را الف وصل مىخوانند و
«و ايم اللَّه»