ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤٩٦ - *(تعهدات به سوگند و نذر و كفاره) *
عليهما السّلام پرسيدم كه مردى را زوجهاش گفته است: تو را به وجه اللَّه سوگند مرا طلاق دهى، فرمود: او را تأديب كند يا از او بگذرد. (يعنى تكليفى بر عهدهاش نيست و در هر چه بخواهد انجام دهد مختار است).
٤٢٨١- ابو أيّوب گويد: امام صادق ٧ فرمود: به خداوند، سوگند ياد نكنيد چه در آن راستگو باشيد و چه دروغگو، زيرا خداوند عزيز از آن نهى فرموده و گفته است: وَ لا تَجْعَلُوا اللَّهَ عُرْضَةً لِأَيْمانِكُمْ بقره: ٢٢٤» (زنهار كه خدا را هدف سوگندهاى خود كنيد).
شرح: «ظاهر آيه نهى از بسيار سوگند بخدا خوردن مىكند، نه مطلق سوگند بخدا».
٤٢٨٢- ابو أيوب گويد: امام صادق ٧ فرمود: هر كس بخداوند سوگند ياد مىكند پس بايد راست گويد و چنانچه راست نگويد با خداوند و آئين او بيگانه است، و هر كس كه براى او سوگند خورند بايد بپذيرد، و آن كس كه نپذيرد نيز با خداوند و آئينش بيگانه خواهد بود.
٤٢٨٣- ابو بصير از آن حضرت ٧ روايت كرد كه فرمود: هر كس سوگند ياد كند كه بينىاش را به ديوار نسايد يا نخاراند خداوند او را مبتلا مىكند كه