ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٤٨ - *(ضامن بودن باربرى كه ادعا مىكند مال تلف شده است) *
ديگرى واگذار مىكند و متاع نابود مىشود، فرمود: او را ضامن بدار و از او تاوان بخواه.
٣٩٢٧- و امير مؤمنان ٧ رنگرز و لباسشوى و زرگر را براى حفظ مال مردم ضامن مىدانست و در مواردى مانند غرق شدن (مثلا كشتى) يا آتشسوزى يا چيزهائى كه در اختيار انسان نيست و غالبا موجب تلف مال مىشود ضامن نمىدانست، و هر گاه سفينهاى (كشتى، لنجى) غرق شده باشد و مردم به آن دست يابند، از اموال هر چه را دريا به ساحل اندازد از آن صاحبش باشد چه آنها به مالشان سزاوارتر از ديگرانند، و آنچه مردم با غوّاصى بدست آورند و صاحبش آن را رها كرده باشد از آن مردم مىباشد.
٣٩٢٨- أبو بصير گويد: امام صادق ٧ زرگر و لباسشوى و بافنده را ضامن نمىدانست مگر آنكه متّهم باشند كه در آن صورت بايد اقامه بيّنه كنند، و او را [بترسانند و] سوگند دهند شايد از اين راه چيزى از او بدست آيد.
٣٩٢٩- و حمّامدارى را نزد امير المؤمنين ٧ آوردند كه جامه را نزد او گذارده و به حمّام رفته بودند، و جامه را ربوده بودند، امير المؤمنين ٧ او را ضامن ندانست و فرمود: اين شخص امين است (و امين ضامن نيست).