ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٤٧ - *(ضامن بودن باربرى كه ادعا مىكند مال تلف شده است) *
باشد (كه قولش مورد قبول افتد).
شرح: «حاصل روايت اينكه در اين موارد بايد ثابت شود كه چنين اتّفاقى افتاده، و اگر نتوانست ثابت كند ناگزير ضامن خواهد بود، پس در واقع اگر تقصير يا تجاوز نكرده باشد ضامن نيست».
٣٩٢٤- جعفر بن عثمان گفت: پدرم متاعى را با شتردارى به شام فرستاده بود، شتردار ادّعا كرد يكى از بارها در بيابان گم شده است، من اين را به امام صادق ٧ عرض كردم، حضرت فرمود: او را متّهم مىدارى؟ (يعنى به او گمان بد دارى؟) عرض كردم: نه، فرمود: تاوان از او مگير.
٣٩٢٥- ابو بصير گويد: از امام صادق ٧ سؤال كردم: جامهاى را (براى شستن) به لباسشوى دادم اكنون ادّعا مىكند كه آن در ميان لباسهاى ديگرش بوده و بسرقت رفته است، فرمود: بايد اقامه بيّنه كند كه اين لباس در ميان متاع ديگرش بوده و آن تنها به سرقت رفته است، در اين صورت چيزى بر عهده او نخواهد بود، و اگر با متاع ديگرش همگى سرقت شده باز چيزى بر عهده او نيست.
٣٩٢٦- عثمان بن زياد گويد: به امام باقر ٧ عرض كردم:
شتردارى به ما شتر كرايه مىدهد كه بار ما را به مقصد برساند و بعد خود به شتردار