ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٩ - *(چارهجوئى در فهم حكم) *
كرد، پادشاه نيز قاضيان را حاضر ساخت و همان طور آنها را از هم جدا كرد و تك تك بازپرسى نمود و كذب آنها ظاهر شد و امر كرد تا هر دو را بكشتند.
٣٢٥٢- امام باقر ٧ فرمود: در زمان حكومت امير مؤمنان ٧ جسد كشتهاى را در خرابهاى يافتند در جايى كه مردى با كارد خونين بر بالين او بود وى را دستگير كردند تا نزد على ٧ بياورند و مرد هم گفت: من كشتهام در اين هنگام شخص ديگرى از راه رسيد و گفت: اين مرد را رها كنيد، قاتل اين كشته منم، او را هم دستگير كردند و هر دو را نزد امير المؤمنين ٧ آوردند، و تمام قصّه را بازگفتند، حضرت بمرد اوّلى گفت: چه چيز سبب شد كه تو اقرار بكشتن او كردى؟
گفت: يا على من مردى قصّابم، در كنار خرابه گوسفندى ذبح كردم و به خرابه رفتم تا براى قضاى حاجت بول كنم كه مصادف با اين قضيّه شدم و با در دست داشتن كارد خونين و وضع ظاهرم هيچ چارهاى نداشتم و فايدهاى در انكار نمىديدم. ناچار شدم بگويم كار من است (تا از آزار قبل از اثبات جنايت در امان باشم). حضرت رو به ديگرى كرده گفت: تو چه مىگوئى؟ جواب داد: من او را كشتهام، حضرت فرمود:
داورى را نزد پسرم حسن ببريد تا او چه حكم كند، نزد حضرت مجتبى ٧