ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٠ - *(چارهجوئى در فهم حكم) *
رفته، واقعه را بازگفتند. فرمود: مرد اوّل كه گناهى ندارد، امّا قاتل، چون همان طور كه يكى را كشته است ديگرى را هم از مرگ نجات داده و خداوند هم مىفرمايد: مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً هر كس كسى را از مرگ نجات دهد مانند آنست كه همه مردم را نجات داده است، پس بر هيچ يك از اين دو چيزى نيست و از بيت المال ديه مقتول به أولياء وى پرداخت شود.
شرح: «البته چون طبق قواعد، حقّ قصاص براى ولىّ دم باقى است بايد روايت را حمل بر اين كرد كه ولى دم راضى به ديه شده باشد».
٣٢٥٣- و امام باقر ٧ فرمود: «در زمان على ٧ مردى از دنيا رفت و يك پسر و يك غلام زرخريد از خود باقى گذاشت. پس از مرگ وى هر يك ادّعا كردند كه او فرزند و ديگرى غلام او مىباشد، پس به دادخواهى به نزد على ٧ شدند، حضرت فرمود: در ديوار مسجد دو سوراخ به اندازه بيرون كردن سر هر يك باز كنند، بعد دستور فرمود هر يك سر خود را از سوراخى بيرون كند، آنگاه به قنبر غلام خود فرمود: شمشير خود را از غلاف بيرون كش (و آهسته و پنهانى به او گفت: امرى كه مىكنم انجام مده) آنگاه فرمان داد: بزن گردن غلام را، غلام پس از