ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢١٨ - *(باب شغلها، كسبها، درآمدها و صنعتها) *
٣٦٠٢- و نيز فرمود: بپرهيزيد از داد و ستد با كسانى كه داراى امراض مسرىاند اينها از هر چيز ضررشان بيشتر است.
٣٦٠٣- و آن حضرت ٧ به أبو ربيع شامى فرمود: با كردها آميزش نكنيد زيرا كردها طايفهاى از جنّ هستند كه خداوند پرده از رويشان برداشت.
شرح: «بنظر مىرسد جماعتى از ايشان براى فروش متاع و اجناسشان در آن زمان به شهرها مىرفتند كه اخلاق و رفتارشان نادرست بود و حيله مىكردند و جنس فاسد را به جاى جنس سالم و صحيح مىدادند، از اين رو معاشرت با آنان در خبر منع شده است، و در حقيقت، حكم به خاطر اخلاق زشتشان بوده نه از روى كرد بودن آنان، و اساسا كرد و ترك و فارس و عرب و عجم بودن در اختيار انسان نيست و كرامت انسان مربوط به نژاد و نسب و از اين قبيل امور نيست، چنان كه خداوند فرموده: إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ (حجرات- ١٣) يعنى: «ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و آنگاه نژادهاى مختلفتان نموديم تا يك ديگر را بشناسيد ولى بدانيد كه افتخار و كرامت، تنها به تقوى است.» و در آيه ديگر فرمود: فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ (روم- ٣٠) يعنى: «همه مردم بر يك فطرت آفريده شدهاند. ما تَرى فِي خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُتٍ (ملك- ٣) اين آيات مانع است از اينكه ما به اطلاق خبر تمسّك كنيم. و با هر كس از نژاد كرد باشد معاشرت را ترك كنيم و آنها را جدا از خود بدانيم و به اسلام و شريعت و جمعه و جماعات دعوت نكنيم و اگر در عقايد و عمل صحيح بودند به نمازشان حاضر نشويم آيا در اين صورت بسوى نژادپرستى كه اسلام آن را برانداخته نرفتهايم؟ پس مسلّما «اكراد» در لفظ حديث جماعت مخصوص شناختهشدهاى بودهاند كه امام ٧ به آنها اشاره داشته است نه نژاد كرد، و