ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١١٢ - *(باب تعيين حكم با قرعه) *
يعنى نذر نمودن به قربان كردن فرزند بنا به صريح آيات قرآنى منحصر به مشركين بوده است و از موّحدين كسى را اين چنين نذرى نيست. و حضرت ابراهيم ٧ نيز نذر نكرد بلكه چنان كه صريح آيات است از طرف خداوند به انجام اين كار مأمور گشت و قرآن خود در مقام تشنيع و توبيخ مشركين مىفرمايد: كَذلِكَ زَيَّنَ لِكَثِيرٍ مِنَ الْمُشْرِكِينَ قَتْلَ أَوْلادِهِمْ شُرَكاؤُهُمْ لِيُرْدُوهُمْ وَ لِيَلْبِسُوا عَلَيْهِمْ دِينَهُمْ- الى قوله- فَذَرْهُمْ وَ ما يَفْتَرُونَ و اين چنين در نظر بسيارى از مشركان عمل قربانى فرزند را رؤساى بتكدهها نيكو نشان دادند تا آنان را از دينشان به راه غلط ببرند- تا آنكه فرمود: آنها را در همان ضلالتشان واگذار و با آنچه از اين خرافات مىبافند رها كن.
جالب اينكه در ذيل اين آيه مفسّران غير شيعه جملگى گفتهاند كه آيه در شأن عبد المطّلب است و تنها او را مصداق واقعى و اوّليّه آيه دانستهاند، و ساده لوحان نيز بدون تأمّل پذيرفتهاند در حالى كه عبد المطّلب از حنفا است يعنى از كسانى است كه در زمان خود تنها موحّد بوده، چنان كه در حديث صحيح كافى از زرارة بن اعين از امام صادق ٧ است كه فرمود:
«يحشر عبد المطّلب يوم القيامة امّة وحده، عليه سيماء الأنبياء و هيبة الملوك»
عبد المطلب در روز قيامت خود تنها وارد محشر خواهد شد در حالى كه داراى قيافه انبياء و هيبت پادشاهان است. يعنى هنگامى كه مردم فوج فوج و صف بندى شده به محشر احضار مىشوند او خود به تنهائى با آن متانت و بزرگوارى و هيبت وارد مىشود چرا كه در زمان خود به توحيد و دين حقّ در ميان قريش و طايفه و اهل ديار خويش منفرد بود و همكيش نداشت. يا احاديث ديگرى در اين باره كه در باب تاريخ مولد النّبى كتاب كافى ذكر شده است، و نيز عبد المطلب داراى سنّتهاى بسيارى است كه همه را اسلام امضاء كرده و مورّخين ذكر كردهاند از قبيل تحريم شرب خمر و حرمت زنا و معيّن كردن صد تازيانه حدّ براى آن، و بريدن دست سارق، و تبعيد زنان عشرتكدهدار، و نهى و جلوگيرى از زنده بگور كردن دختران، و حرمت نكاح زنانى كه با انسان محرمند، و نهى از بام خانه وارد شدن، و جلوگيرى از عريان طواف كردن كعبه، و لزوم وفاء به نذر، و حرمت ماههاى چهارگانه داشتن، و