ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٠٩ - *(باب تعيين حكم با قرعه) *
٧ در مورد مردى كه مهريّه دختر خود را از شوهر وى گرفته و از دنيا رفته بود سؤال كرد آيا آن دختر مىتواند مطالبه مهريّه خود را از شوهر بنمايد يا گرفتن پدر مانند گرفتن خود اوست، آن حضرت فرمود: چنانچه در اخذ مهريّه به پدر وكالت داده است حقّ مطالبه ندارد و اگر وكالت نداده حقّ مطالبه دارد، و شوهر پس از دادن مهريّه در بار دوم مبلغى را كه به پدر دختر داده بود از ورثه ميّت مطالبه مىكند، مگر اينكه دختر نابالغ بوده و پدرش به ولايت او را به نكاح زوج درآورده است در اين صورت بر پدر جايز بوده كه مهريّه را از جانب دختر نابالغش از مرد بستاند، و هر گاه قبل از دخول، مرد طلاقش دهد پدر مىتواند مقدارى از مهر را ببخشد و مقدارى را هم بگيرد و حقّ ندارد تمام مهريّه را ببخشد و اين است كلام پروردگار عزّ و جلّ كه فرموده: إِلَّا أَنْ يَعْفُونَ أَوْ يَعْفُوَا الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكاحِ (بقره: ٢٣٨) يعنى: جز آنكه آن زنان خود، يا آن كس كه امر نكاح بدست اوست از حقّ مهريّه صرف نظر كرده، درگذرند. يعنى پدر و يا ديگرى از برادران و خويشان كه زن به آنها وكالت داده باشد.
* (باب تعيين حكم با قرعه)*
٣٣٨٨- حماد بن عيسى بواسطه يك تن از حريز از امام باقر ٧