ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٠٤ - *(باب وكالت) *
عزل مىكنند و به او اطّلاع نمىدهند كه معزولى؟ من گفتم: آرى اين طور فكر مىكنند كه هر گاه زن، مردى را در حضور جماعت وكيل خود ساخت و شاهد گرفت و سپس گفت: «شاهدم باشيد كه او را عزل كرده، وكالتش را باطل نمودم»، بدون اينكه وكيل از عزل خود خبر داشته باشد، و هر چه را كه وكيل در مورد نكاح تنها انجام داده، باطل مىدانند و در غير نكاح وكالت را باطل ندانند و گويند وكيل بدون اطّلاع معزول نخواهد بود، زيرا مال عوض دارد (يعنى حتّى اگر وكالت باطل باشد جبرانش ممكن است) ولى تملّك بضع و زناشوئى مانند معاملات ديگر نيست زيرا (اگر عقد باطل باشد) كودكى كه از آن دو توليد مىشود ولد حرام خواهد بود، حضرت فرمود:
سبحان اللَّه، چقدر اين حكم از حقّ دور و به ستم نزديك و تا چه حدّ فاسد است، زيرا مورد نكاح سزاوارتر و اولى است كه در آن بيشتر دقّت و احتياط شود و اين اختيار همبسترى به كسى دادن است و از اين راه است كه فرزند پيدا مىشود، زنى نزد على ٧ آمد و از برادرش شكايت كرد و گفت: يا امير المؤمنين من برادر خويش را وكالت دادهام كه مرا به تزويج مردى درآورد و در توكيل شاهد هم گرفتم، سپس او را در همان ساعت عزل كردم امّا او رفته و مرا به عقد نكاح آن مرد درآورده است و من شاهد دارم كه او را قبل از اينكه مورد وكالت را انجام دهد عزل نمودهام و اقامه بيّنه كرد