ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٩٠ - ١٤٢
اكبرم و آتش گفت من جند اللَّه اكبرم و باد گفت من جند اللَّه اكبرم و خدا عز و جل بباد وحى فرستاد كه توئى لشكر بزرگتر من.
شرح- از مجلسى ره- اين حديث با همين سند و با همين مضمون در حديث شصت و هشتم گذشت پايان نقل از مجلسى ره.
من گويم اين حديث دلالت روشنى دارد بر اينكه مقصود از آبى كه مايه و پايه آفرينش جهان است همان ماده نخست است و بنا بتحقيق دانشمندان امروز بصورت قطعه بسيار وسيع و پردامنه مه در عمق عميقى از فضا وجود داشته و اين قطعههاى وسيع در پيش رفت خود بصورت يك گرد بادهاى خروشان و شعلهور فضائى در آيند كه از آنها تعبير بزوابع حلقيه كنند و پس از يك دوره طولانى فرو نشينند و سيارات يك منظومه شمسى از آنها پديدار گردد و تعبير از اين تكيه مه فضائى بآب بسيار مناسب است:
١- دورنماى آنها بمانند يك درياى بيكرانه آبست.
٢- جسم سيالى است كه در زبان عمومى تعبيرى جز با كلمه ماء در عربى و آب در فارسى ندارد ٣- آب در تحليل و تجزيه خود بهمين مواد ميرسد.
و آسمان همان فضاى يك منظومه شمسى است كه بوسيله همين ستاره و سيارات چهره خود را مينمايد و بعبارت ديگر آسمان در نظر عرف چيزى نيست جز همان منظره فضائى كه بوجود ستارهها معلوم و مفهوم ميگردد بلكه از نظر علمى هم فلاسفه يونان براى اثبات افلاك دليلى جز همان سيارات و ستارهها و وضع حركات آنها نداشتهاند و تعبير يك فضاى ستاره نما بآسمان با مفهوم عرفى و علمى اين كلمه موافق است و اينكه ميفرمايد خداوند فرمان داد و اين آب شعلهور بآتش شد بهترين بيان تبديل يك قطعه مه فضائى است بيك طوفان آتش زا كه مطابق تحقيق دانشمندان فضائى امروزه است و اگر اين حقيقتى كه امروز در پيدايش منظومههاى شمسى ميگويند با يك زبان عمومى بخواهيم ادا كنيم و آن هم در آن تاريخ كه امام باقر (ع) سخن گفته است بهتر و شيواتر از اين نميتوان گفت.