ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٩٩ - ٢١
از نصرانيهاى عرب نژاد بينى بالا گرفتند و از پرداخت جزيه سر باز زدند و گردن فرازى كردند و از عمر درخواست كردند كه آنها را از جزيه معاف كند و دو برابر زكاة بپردازند عمر ترسيد كه بروم پيوندند و با آنها قرار صلحى بست به اينكه جزيه سرانه را از آنها ساقط كند و زكاة مقرر را دو برابر از آنها دريافت كند و به اين قرار رضا دادند و محى السنه گفته است كه عمر از نصاراى عرب جزيه خواست و در پاسخ گفتند ما عرب هستيم و آنچه را كه عجمها مىدهند نمىدهيم ولى از ما همان را بگير كه خود از يك ديگر دريافت ميكنيد مقصودشان زكاة بود عمر گفت اين فريضه خدا است نسبت بمسلمانان، گفتند بهمين نام هر چه خواهى بدان بيفزا و نام جزيه مبر و با آنها تراضى كرد كه زكاة را دو برابر از آنها دريافت كند پايان نقل از مجلسى ره.
من ميگويم- اين كار عمر متضمن خلافهاى بسياريست.
الف- خلاف صريح قرآن كه بر اهل كتاب اداى جزيه را بوجه بليغى مقرر نموده است و فرموده (٢٩- التوبة) بجنگيد با آن كسانى كه ايمان بخدا و روز جزاء نياورند و آنچه را خدا و رسولش حرام كردند حرام ندانند و بحق دين دارى نكنند از مردمى كه اهل كتابند (يهود و ترسا و گبر) تا بدست خود جزيه پردازند و زبون باشند.
از اين آيه استفاده مىشود كه موضوع فرض جزيه بر اهل كتاب تنها از نظر اقتصادى و تحصيل مال براى حق نگهدارى از آنها نبوده بلكه خود كيفر و تأديبى بوده است كه وسيله هدايت و اسلام آنها گردد و بنى تغلب هم بدين نكته پى برده بودند و از اين رو از دادن مال بعنوان زكاة كه يك وظيفه افتخار آميز اسلامى بوده است دريغ نداشتند ولى از پرداخت جزيه دريغ داشتند.
ب- زيان به اسلام از نظر مالى زيرا جزيه از هر سرى اخذ ميشد و راه دغلى در آن كم بود ولى زكاة از اموال معينى با نصاب مخصوص اخذ ميشد و به اندازه جزيه نميرسيد و بعلاوه قابل همه گونه دغلى و تقلب بود.
ج- زكاة را دو برابر براى بنى تغلب تشريع كرد و اين هم خود بدعت ديگريست.
د- از نظر اينكه بنى تغلب نصرانى عرب نژاد بودند براى آنها اين امتياز را قائل شد و در محيط اسلامى يك روش طبقاتى در تابعين غير مسلمان بوجود آورد بر اساس نظريه نژادپرستى و حمايت از نژاد عرب و مسأله برترى و تبعيض نژادى را در محيط اسلام زنده كرد و تقويت نمود با اينكه يكى از هدفهاى مقدس و عالى اسلام و پيغمبر اسلام الغاى ماليخولياى تبعيض نژادى بود كه در قرآن فرمود (١٣- الحجرات) أيا مردم ما شما را از يك نر و يك ماده آفريديم و شما را تيره تيره و دسته دسته كرديم تا يك ديگر را بشناسيد راستى گرامىترين شما نزد خدا پرهيزكارترين شماها است راستى كه خدا دانا و آگاهست.
و پيغمبر خدا (ص) در فتح مكه پس از سقوط نهائى پرچم شرك در عربستان اين حقيقت را در سخنرانى تاريخى خود كه روى سكوى در خانه كعبه معظمه ايراد كرد اعلام نمود و در ذيل آن فرمود
«كلكم من آدم و آدم من تراب و ليس لعربيّ فضل على عجمى.»
اى مردم همه شماها از آدم نژاد داريد و آدم خود از خاك است و هيچ عربى را بر هيچ عجمى فضيلت نژادى. ذاتى نيست و عمر در زمان تصدى حكومت اسلامى در زنده كردن عقيده برترى