ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٩٢ - ١٨
هراكليوس بكار بردهاند و كلمه هراكليوس را معرب كردهاند تا بدين صورت در آمده است با وزن سطبر مناسبتر است چنانچه بر اهل ذوق و ادب پوشيده نيست.
و اين نام خاندانى پادشاهان معاصر نهضت اسلام بوده كه در روم شرقى حكومت داشتهاند.
دنباله حديث ١٨- پس خداوند گفتار حارث را بپيغمبر فرو فرستاد و اين آيه هم نازل شد (٣٣- الانفال) خدا را در نظر نيست كه بآنها عذاب فرو فرستد با اينكه تو پيغمبر رحمت در ميان آنان هستى و خدا آنها را معذب ندارد با اينكه از گناه خود برگردند و توبه كنند.
شرح- از مجلسى ره- وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ- محتمل است كه مقصود ترك عذاب عمومى و ريشه كنى باشد كه ببركت وجود پيغمبر از امت برداشته شده است و اين منافات ندارد كه بخود او عذابى كه در روايت آمده وارد شده باشد و ممكن است مراد از آيه اول نفى عذاب استيصال و عمومى باشد و مقصود از جمله بعد كه وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ ... وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ نفى عذاب وارد بر اشخاص باشد و از اين جهت پيغمبر به او فرمان توبه داد و چون توبه نكرد عذاب بر او نازل شد.
دنباله حديث ١٨- سپس پيغمبر باو فرمود اى عمرو يا توبه كن و يا بكوچ در پاسخ گفت اى محمد بلكه براى ديگران از قريش از آنچه دارى بهرهاى مقرر دار هر آينه بنى هاشم بزرگوارى و ارجمندى عرب و عجم را بردهاند پيغمبر (ص) باو فرمود: اين به اختيار من نيست اين چيزيست كه سر و كارش با خدا تبارك و تعالى است گفت: اى محمد دلم دنبال توبه نميرود ولى كوچ ميكنم از كنار تو و شتر سوارى خود را خواست و بدان سوار شد و بپشت مدينه رسيد تيكه سنگى بر سر او رسيد و سرش را نرم كرد و در باره او بپيغمبر (ص) وحى رسيد و آن حضرت اين آيه را خواند.
(١- المعارج) درخواست كرد يك درخواستكنندهاى عذابيرا كه واقع شود، ٢- مر كافران (بولايت على را) كه دفاعكنندهاى از آن نيست [جمله «بولايت على» در برخى نسخهها جزء متن نيست و در حاشيه ثبت شده].