ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٩ - ١٨
باز و دنيا طلب بهمراهى دولت جبار روم اين پيغمبر بزرگوار را گرفتار كردند و با كمال توهين و آزار او را در پاى دار آوردند و بنظر خودشان او را نابود ساختند و از ميان بردند و كار او را بپايان رسانيدند ولى طولى نكشيد كه همين عيسى در شريعت انجيل بوضع فعال و زندهاى خود نمائى كرد و جهانى را مسخر نمود و تاريخ آثار وجود او را پسنديد و آثار دشمنان او را زشت و ناروا تشخيص داد.
و همين موضوع در باره حسين بن على (ع) سبط پيغمبر اسلام بعد از گذشت چند قرن تكرار شد و و با اينكه يزيد را حكومت بسيار وسيعى بود و بعلماء ظاهر ساز و تبليغات دامنه دارى مجهز بود ولى بناحق حسين بن على و اصحاب وفادار او را كشت و بهر بهانه براى تحسين اين عمل زشت خود متشبث گرديد ولى طولى نكشيد كه همه اين دستگاه وسيع و دامنه دار خودش بر او لعنت فرستاد و او را بباد انتقاد گرفت و همه دولت و صولت او بر باد شد و جز همان لعن و فساد او چيزى به ياد نماند.
١٨-
از ابى بصير گويد: در اين ميان كه يك روز رسول خدا (ص) نشسته بود بناگاه امير- المؤمنين (ع) آمد پس رسول خدا (ص) باو فرمود: راستى تو را شباهتى است با عيسى بن مريم (از نظر زهد و عبادت و اختلاف مردم در باره او و اعتقاد جمعى بخدائى او) و اگر نبود ترس از اينكه طوائفى از امتم در باره تو بگويند آنچه را ترسايان در باره عيسى بن مريم گفتند (كه او خدا است) در باره تو چيزى ميگفتم كه بهيچ جمعى از مردم نگذرى جز اينكه از زير پايت خاك برگيرند و بوسيله آن تبرك جويند.
گويند آن دو تن اعرابى بخشم اندر شدند و بهمراهى مغيرة بن شعبه و شمارهاى از قرشيان كه بهمراه آنها بودند و گفتند براى عموزادهاش بهيچ نمونه و مانندى راضى نيست جز عيسى بن مريم و خداوند بر پيغمبر خود اين آيه را فرستاده (٥٧- الزخرف) و چون بزاده مريم مثل زده شود بناچار قومت از آن شاد ميشوند (روى برميگردانند خ ل).
٥٨- و گويند آيا معبودان ما بهتر است يا او اين مثل را براى تو نزنند مگر از راه جدال و ستيزه بلكه آنان ستيزهگرند.